هنجار هستی

هنجار هستی

چیزی شبیه تائو
هنجار هستی

هنجار هستی

چیزی شبیه تائو

خدا انسان را چگونه آفرید

در قرآن آیه ای است که خلقت انسان را این گونه توصیف می کند:

إن ّالإنسانخلق هلوعا إذا مسه الشر جزوعا و إذا مسه الخیر منوعا إلا المصلین الذین هم علی صلاتهم دائمون و الذین فی أموالهم حق معلوم للسائل و المحروم و الذین یصدقون بیوم الدین و الذین هم من عذاب ربهم مشفقون إنّ عذاب ربهم غیر مأمون و الذین هم لفروجهم حافظون و الذین هم لأماناتهم و عهدهم راعون و الذین هم بشهاداتهم قائمون و الذین هم علی صلاتهم یحافظون  اولئک فی جنات مکرمون(سوره معارج(70)/ 19 تا 34 )

ترجمه: 

مسلما انسان را حریص و شتابزده برای برآورده شدن نیازهایش آفریدیم. چنین انسانی وقتی به آنچه مطلوبش است نرسد، بی تابی کرده و دست به شکوه و شکایت می زند. و اگر او را به مطلوبش برسانیم داشته هایش را از دیگران دریغ می کند. تنها نمازگزاران از این قاعده مستثنا هستند نمازگزارانی که همواره در نمازند و در دارائی هایشان حق مشخصی برای نیازمندان در نظر گرفته شده است. آنان که روز قیامت را تصدیق می کند و آنان که از عذاب پروردگارشان ترسانند. مسلما از عذاب پروردگارشان امانی نیست. آنان که مراقب اعمال جنسی شان هستند و نسبت به ادای امانت و پایبندی به عهد و پیمانشان تعهد دارند و آنان که برای شهادت حق اقدام می کنند و مراقب نمازهایشان هستند ایشان در بهشت محترمند.

إن شاء الله به توضیح این آیه در یادداشت بعدی خواهیم پرداخت.

 

ویژگیهای سبک زندگی ایرانی از منظر دکتر سریع القلم


  1. دنیا دوستی
  2. تظاهر به برائت از دنیا و مافیها در عین آلودگی شدید به آن.
  3. اختلاف فاحش بین ظاهر و باطن مردم و به اصطلاح تبدیل ریاکاری به مهارت زندگی
  4. تقلیل فهم از خوشبختی، به راحتی و آسودگی. به بیان درستتر ایرانیان خوشبختی را در آن می دانند که هر طور دلشان می خواهد زندگی کنند بدون پایبندی به هیچ ضابطه و قاعده.
  5. دروغ گویی
  6. نگاه کوتاه مدت به بهرمندی از منافع و منابعی که در اختیارمان است.
  7. نگاه ایرانیان به اوقات فراغت و تفریح بیشتر جنبه وقت گذرانی و خوش گذرانی است تا یک نگاه راهبردی و استفاده از اوقات فراغت به عنوان مجالی برای رشد و پویایی بیشتر در عین داشتن اوقاتی خوش مثلا ایرانیان ترجیح می دهند در اوقات فراغت دور هم جمع شوند و با شوخ طبعی و بذله گویی و استفاده از مأکولات گوناگون اوقات بگذرانند تا مثلا به تئاتر و سینما و مکانهای فرهنگی مراجعه کنند و یا کتاب مفیدی را مطالعه کنند.
  8. توسعه خودخواهی و خود محوری در نزد ما ایرانیان و نداشتن یک رویکرد اجتماعی یا الهی به زندگی.
  9. تمایل رسیدن به حداکثر بهرمندی مادی از زندگی در ازای کمترین زحمت و متعاقب آن شیوع رانت و رشوه و پارتی بازی در روابط اجتماعی و اقتصادی.
  10. شیوع چاپلوسی و تملق.
  11. انتقاد ناپذیری.
  12. تمایل بسیار به شنیدن تعریف و تمجید از سوی دیگران.
  13. توهم توطئه.
  14. درس نگرفتن از تجربه های دیگران.
  15. عدم پایبندی به ضوابط دینی، اجتماعی، خانوادگی، وشیوع قانون گریزی که مانع توسعه یافتگی است
  16. نا توانی در انجام کار جمعی
  17. نا توانی در داشتن یک مناظره مثبت و نتیجه بخش با دیگران
  18. عدم تحمل نظر مخالف
  19. عدم تمایل به هزینه کردن برای توسعه فکری و فرهنگی و... در عوض تمایل وافر برای صرف پول در جهت خود نمایی و جلوه گری.
  20. توجه بیش از حد به ظاهر و تغافل بسیار نسبت به جنبه های باطنی و روحی.
  21. شیوع مصرف گرایی

ایشان در پایان پیشنهادهای زیر را برای اصلاح سبک زندگی ایرانی ارائه می کنند

  1. رواج فرهنگ مطالعه و آگاهی از نظرات دیگران
  2. رواج فرهنگ مناظره و گفتگو
  3. بالا بردن آستانه تحمل نظر دیگران

ایشان ضمن تأکید بر این نکته که فرهنگ عمومی جامعه ما رو به تنزل است، بر این باور است که باید تمایل به بهبود و ارتقاء سطح فرهنگی که بازتاب آن به بهبود زندگی آحاد جامعه می انجامد تبدیل به یک نیاز شود و این نیاز فراهم نمی شود مگر آن که نیاز به فاکتورهای فوق در جامعه ایجاد شود.

آفت تبلیغ رسمی دین

یکی از دلایل ضعف بعد اجتماعی دین این است که در طول تاریخ اسلام و خصوصا در کشور ما پس از پیروزی انقلاب و استقرار نظام جمهوری اسلام، نهادهای رسمیی تولید شده اند که خود را متولی امر دین و تبلیغ آن می دانند. این در حالی است که در اصل دین هر انسانی در مقابل پذیرش سبک زندگیش و دیانتش مسئول بوده و وظیفه یاد گیری و اجرای وظایف فردی و اجتماعیش را در قبال آن بر عهده دارد. غلبه دینداری مبتنی بر نهادهای اجتماعی و رسمی، سبب می شود که احساس مسئولیت فردی و اجتماعی نسبت به دین  و دینداری کم شود و آحاد مردم در خود این نیاز را احساس نکنند که نخست در انتخاب دین و سپس در فهم و تفقه در آن طبق صریح آیات و روایات مسئول هستند، بلکه دینداری مردم به سوی یک فهم تقلیدی از نهادهای رسمی دین جهت می یابد. در ثانی با توجه به حضور متولیان رسمی امر دین در جامعه، احساس مسئولیت اجتماعی در مقابل دین در متدینان نیز کمرنگ شده، زیرا اداره امور اجتماعی دین از این نهادهای رسمی انتظار می رود و نه از متدینان. 

   آنچه بیان شد، به معنی هرج و مرج در امر دینداری جامعه و نبود متولیان رسمی دین در جامعه نیست، بلکه به نظر می رسد وظیفه اصلی متولیان امر دین عبارتست از: « ارائه آموزشهای درست به جامعه تا ایشان ضمن پذیرش آگاهانه راه و رسم صحیح زندگی، در خود این مسئولیت را احساس کنند که باید دینِ فردی و اجتماعی خود را نسبت به سبک و روش درستی که پذیرفته اند بر عهده بگیرند». در حقیقت متولیان امر فرهنگ دینی در جامعه باید ماهی گیری یاد بدهند و نه ماهی بین مردم توزیع کنند.

هنوز آدمهای خوب زیادند

در طول دو ماه گذشته بزرگترین دغدغه من یافتن مسکن بود، با این گرانیها و تنگنای بودجه کار بسیار سخت و دشوار بود و قیمتها هم که روز می شمارد. مالک آپارتمان قیمتی را برای ملکش معین می کرد اما همین که دوتا مشتری پای ملکش می آمد و مطمئن می شد که با این قیمت خانه به فروش می رسد، فوری متری 200 تا 500 هزار تومان و در برخی مواقع تا یک میلیون تومان قیمت را افزایش می داد و قدرت خرید را از مشتری می گرفت. خلاصه این که خودمان هم در بالا رفتن قیمتها و ایجاد تورم نقش مهمی داریم. اما منظور من بیان این حرفها نبود.  

   امروز از هر کسی که بپرسی اقرار دارد که کشور ما تبدیل شده است به کلکسیونی از بد اخلاقی و بی تربیتی و این فقط محدود به اقشار عادی جامعه نیست بلکه در عالیترین سطوح مدیریت کشور نیز همین فرهنگ حکم فرماست و خلاصه وضعیت به شدت نومید کننده است. اما گاهی با انسانهایی مواجه می شوی که در این قحطی انسانیت آن قدر انسان هستند که اشک آدم در می آید. در همین دو ماهه با سه تا از این آدمها روبرو شدم. 

اول فردی را دیدم که زن سیده و پا به ماهی داشت و خاله اش برای خانه دار شدنش زمینش را فروخته بود و پولش را به او داده بود که صاحب خانه شود. 

دوم با مشاور املاکی آشنا شدم که علاوه بر پذیرش مسئولیت فرزند خودش مسئولیت پنج بچه یتیم دیگر را نیز پذیرفته بود و آنها را در خانه اجاره ای خودش بزرگ می کرد. 

 و با وکیلی آشنا شدم که که اهل دل بود و برای دوستانش و نیز کسانی که توان پرداخت حق وکالتش را نداشتند مجانا کار می کرد و بعد از سالها وکالت هنوز در خانه استیجاری زندگی می کرد. این وکیل مدت دو سال کار و کسب را رها کرده بود و برای یافتن راه و روش زندگیش خانه نشین شده بود، و اوقاتش را به مطالعه گذرانده بود.

آری این آدمها کم شده اند ولی هستند، از خودم پرسیدم: « چرا اینها را کم می بینیم؟» و جواب دادم « چون خودمان کمتر از جنس این افراد هستیم. کسی که پاک و صادق باشد، انسانهای پاک را به سوی خودش جذب می کند».  

کبوتر با کبوتر باز با باز     کند هم جنس با هم جنس پرواز 

پیام های سه گانه انتخاباتی آقای احمدی نژاد

فضای کشور به شدت انتخاباتی شده است و در این فضا هر یک از گروه های سیاسی کشور به نحوی پیامهایی برای جلب مشارکت سیاسی به داخل و خارج از کشور می فرستند. اما از این بین پیامهای آقای احمدی نژاد که خود و جناح سیاسیش را در آستانه حذف از گردونه رقابتهای سیاسی کشور می بیند بسیار هوشمندانه، شجاعانه و قابل توجه است. پیام نخست ایشان به مردم ایران است که بر خلاف ادبیات رایج سیاسی کشور که می کوشد بگوید، تحریمها بی اثر هستند، رسما تحریمها را مؤثرترین عامل آشفتگی اقتصادی و اجتماعی کشور معرفی کرده است. از سوی دیگر در سخنرانی 22 بهمن 91، هم به مردم ییام داد که من حاضرم از طریق مذاکره با آمریکا به شرط حذف تحریمها مشکلات شما را حل کنم و هم به آمریکا پیام داد که بر خلاف سیاست غالب در کشور به شخصه آماده مذاکره است.  

   پیام دیگر به کسانی است که در صدد حمایت از ایشان هستند. این پیام را با حمایت همه جانبه اش از سعید مرتضوی ارسال کرده است. احمدی نژاد با حمایت شجاعانه از شخصی نظیر مرتضوی با آن سابقه مشخص به تمامی کسانی که از او حمایت کنند نشان می دهد که تا آخرین مرحله از حامیانش ـ هر کس که باشد ـ پشتیبانی می کند و در این راه از هیچ کوششی دریغ ندارد. این سلوک ایشان را مقایسه کنید با سلوک کسانی نظیر آقای هاشمی رفسنجانی در حمایتش از علامحسین کرباسچی که قرار بود رئیس جمهور آینده ایران باشد.