هنجار هستی

هنجار هستی

چیزی شبیه تائو
هنجار هستی

هنجار هستی

چیزی شبیه تائو

پرسشی در خصوص ضرورت تبادل کلمات برای عقد ازدواج

سؤال این است که چرا اسلام تاکید دارد که در رابطه بین زن و مرد باید حتما کلماتی مبنی بر موافقت طرفین رد و بدل شود. رد و بدل شدن این کلمات وقتی که رضایت قلبی برای رابطه وجود دارد و هیچ یک در حصن رابطه دیگری نیست، چه ضرورتی دارد؟  

   پاسخی که به نظر حقیر می رسد این است که در فرایند طبیعی رابطه بین زن و مرد ضرورت دارد لحظه ای وجود داشته باشد که هر دو طرف فارغ از تمایلات و احساسات کاملا عقلانی به رابطه شان و تبعات آن اندیشه کنند، و حدود و ثغور آن را تعریف کنند تا بتوانند مسئولیتهای رابطه را پذیرا شوند. 

یک سخن حکیمانه

انسان دل آگاه بی عمل نتیجه می گیرد یا به قول تائو بدون عمل کار می کند. و انسان بی دل در تلاش برای ارضای تمنیات نفسش خود را خسته می کند ولی همواره دست خود را خالی احساس می کند.

چطوری می توانیم آرامشمان را حفظ کنیم؟

دوستی از من پرسید: 

سلام 
اگه امکان داره میشه راجع به اینکه چطوری میشه انسان امروز روح و روانش با توجه به تمام اتفاقاتی که در زندگی رخ میده چه خوب وچه بد در یک حال متعادل بسر ببره مطلب بذارین یعنی اینکه موج جریانهای زندگی ارامش قلبمونو نگیره....؟


سلام دوست عزیز

پرسش تو حسب شرایط و وضعیت خودت پاسخ های متعددی دارد. اما در یک پاسخ کلی باید گفت: داشتن یک هدف ارزشمند، روشن و مطلوب که به زندگی انسان معنا و مفهوم زیستن بدهد، کمک می کند، تا انسان از کنار حوادثی که جان او را به شادی یا غم در بند می کشند، گذشته و مسیرش را ادامه دهد. این هدف در متعالی ترین سطح تقرب به ذات پروردگار است، اما در سطوح پایین تر هر کس می تواند حسب شرایط خودش هدفی را برای حیاتش تعریف کند. مهم این است که شرایطی که بیان شد را دارا باشد.

تحلیل انتخاباتی

در انتخابات اخیر اصولگرایان با درک احتمال قوی عدم توفیقشان در مقابل نماینده اصلاح طلبها و آقایان هاشمی و خاتمی با هوشمندی از اجماع بر یک کاندیدا خودداری کردند زیرا چنانچه با کاندیدای واحدی به مبارزه انتخاباتی پای می گذاشتند و شکست می خوردند، علاوه بر این که کل جریان اصولگرا شکست خورده جلوه می کرد، رأی رهبر انقلاب نیز مشخص می شد و این شکست به عینه به پای رهبری نیز نوشته می شد و فضاحت بیشتری به بار می آمد. در مقابل اصولگرایان کوشیدند با تعدد نامزدها رأی شرکت کنندگان در انتخابات را تقسیم کنند و به این وسیله از آراء نماینده رقیب بکاهند، و کوشیدند تا انتخابات را به دور دوم بکشانند و در این دوره با توجه به شرکت کمتر مردم در انتخابات و با استفاده از آراء سنتی طرفداران اصولگرایی احتمال پیروزی خود را افزایش دهند. اما محاسبات اشتباه از آب درآمد و حضور باور نکردنی مردم پای صندوقها شکست ایشان را در دور اول رقم زد و دوم خرداد کوچک را رقم زد. البته اصولگرایان با توجه به تسلطی که بر تمام نظام مدیریتی کشور داشتند می توانستند با جابجایی اندکی از آراء و نرساندن آراء آقای روحانی به حد نصاب لازم (51%) انتخابات را به دور بعد بکشانند، ولی بازهم با درایت لازم و با صیانت از آراء مردم از بروز شبه در شمارش آراء نیز خودداری کردند، و به رأی مردم احترام گذاشتند که از این جهت نیز جای تقدیر و تشکر دارد. به علاوه به این وسیله توانستند احتمال بروز تنشهای بعد از انتخابات را به حداقل برسانند. بر همگان مشخص است که بروز این تنشهای احتمالی چه هزینه سنگینی بر نظام اعمال می کرد.


اهمیت بخش خاکستری و زنان و جوانان در پیروزی انتخاباتی

   برنده  انتخابات کسی است که بتواند بخش خاکستری جامعه را به عرصه بکشاند در این میان نقش حضور زنان و جوانان بسیار چشمگیر است. بررسی انتخابات های اخیر نشان می دهد که این بخش چند رفتار اصلی در قبال انتخابات دارند:

  1. این بخش غالبا به وضع موجود جامعه معترض است، و به این دلیل همیشه از کسی حمایت می کند، که به طور عینی تبدیل به نماد مخالفت با وضع موجود شود . 
  2. بررسی انتخاباتهای اخیر نشان می دهد که اصلاح طلبان با توجه به کم رنگتر بودن حضورشان در عرصه قدرت و مدیریت کشور توان بهتری برای جلب توده مردم دارند بنایراین این بخش تمایل بیشتری به جریانهای اصلاح طلب و نظایر آن دارد.

پیروز واقعی  انتخابات

   هر چند در حال حاضر همه گروه ها خود را برنده دانسته و بهم تبریک می گویند و شادی می کنند خصوصا اصولگریان که حماسه سیاسی مورد نظر رهبر انقلاب را محقق دانسته و به ایشان تبریک می گویند، اما برنده واقعی انتخابات نخست آقای هاشمی و سپس آقای خاتمی و اصلاح طلبها هستند. به هر حال دل بخش مهمی از مردم که سالها در غم و اندوه بودند شاد شد. من نیز به سهم خودم این انتخابات سالم را به همه مردم ایران تبریک می گویم.

فرصت انتخابات

قبلا هم در خصوص کشور هزار فامیل ایران و این که فرصتهای بزرگ همواره در اختیار افراد و اقشار خاصی بود صحبت کردیم و نیز گفتیم با رخداد انقلاب این نظام متحول شد و افراد جدید و با پیشینه مجهول پا به عرصه گذاشتند. عرصه انتخابات اخیر خصوصا انتخابات شورای شهر و به طور اخص انتخابات شهر تهران تأییدی بر این مطلب بود، آدمهای جورواجور با اسامی بعضا عجیب و غریب( لاسجردی، دنیا مالی، نخایی و... ) با ژستها و تیپهای مختلف و با ادعای این که شهر را متحول می کنند و غیره در پسترهای انتخاباتی ظهور کردند و بیان فرهنگی روشنی از وضعیت جامعه ما را به ظهور رساندند. باید از خود بپرسیم چه پیش آمده که هر کس به خودش اجازه می دهد برای توسعه و پیشرفت زندگی شخصی و خانوادگیش تصور کند با دادن شعارهای تو خالی مجاز است در هر صحنه ای اعلام آمادگی کند؟