هنجار هستی

هنجار هستی

چیزی شبیه تائو
هنجار هستی

هنجار هستی

چیزی شبیه تائو

تطبیق آموزه های قرآن و تائو قسمت هفتم « تسلیم »

   در قرآن به رسول خدا توصیه می شود که « روی خود را به جانب دینی کن که هماهنگ با فطرت انسان و خلقت تمامی جهان است و این دین استوار است » ( روم/30) این آیه بزرگ به هماهنگی دین خدا با فطرت انسان و خلقت الهی اشاره می کند. هماهنگی با چنین دینی که منطبق با فطرت الهی و خلقت اوست نفس و قلب انسان را سلامت و متعادل می کند. چنین نفسی به شهادت قرآن از درون نیکی و بدی زندگی انسان را به او می آموزد ( سوره شمس/ 8) و انسان می تواند با اعتماد به ندای قلبش راه درست از نادرست را تشخیص دهد. از سوی دیگر قرآن تنها کالای سودمند برای انسان را « قلب سالم » معرفی می کند. قلب سالم، قلبی است که پاک از زنگار شرک به خدا باشد و چنین قلبی بر تعادل بوده و از یاد و ذکر خدا خالی نمی شود و ندای الهی در آن طنین انداز است.

   در کتاب تائو نیز مشابه چنین توصیه هایی بسیار مشاهده می شود: « خود را به روی تائو باز کنید سپس به عکس العملهای طبیعی خود اعتماد کنید هر چیزی در جای خود قرار می گیرد ».

تائو همچنان که گفته شد، قانون یا هنجار هستی است، و انسانی که طبق توضیحات بتواند خود را با این قانون هماهنگ کند بر تعادل نفس است و نفسش از درون او را راهنمایی می کند. چنین نفسی قابل اعتماد است و می توان به عکس العملهای طبیعیش توجه کرد و پیش رفت تا همه چیز زندگی سرجای خودش یعنی بر تعادل باشد. 

تطبیق آموزه های قرآن و تائو قسمت ششم « تزکیه »

در آموزه های قرآن تزکیه مقدمه هر خیر و خوبی است. تزکیه به معنای پاک کردن دل از تمامی تعلقات در جهت دل سپاری تمام و کمال به ذات الهی است. این معنا در ادبیات دینی با کلمات دیگری نیز بیان شده است مثلا در مناجات شعبانیه امام علی(علیه السلام) از کلمه « انقطاع » استفاده کرده که به معنای بریدن است. ایشان از خداوند تقاضا می کند که کمال بریدن از دیگران و اتصال به خودش را نصیب او فرماید. تنها در صورتی که انسان از تمامی بندها رها و سراسر توجه و محبتش معطوف خدا باشد، می تواند با هنجار هستی هماهنگ شده و هم آوا با تمامی هستی به سوی خدا صعودی تمام عیار را آغاز کند. مشابه همین مفاهیم در کتاب تائو نیز قابل مشاهده است: « فرزانه همیشه ذهنش را با تائو هماهنگ می سازد، این چیزی است که به او نور می بخشد. او چگونه می تواند ذهنش را با آن هماهنگ و یگانه کند؟ با نچسبیدن به هیچ ایده ای ».

تطبیق آموزه های قرآن و تائو قسمت پنجم «تعادل»

موضوع تعادل از کلیدی ترین مفاهیم حیات بشری است که در مکاتب مختلف معنوی و اخلاقی از جمله قرآن و تائو مورد تأکید بسیار است. به جرأت می توان گفت از منظر قرآن سعادت انسان در گرو یافتن تعادل نفسانی است چنانچه در آیات سوره شمس بعد از ده سوگند ضمن اشاره به آفرینش نفس انسان در وضعیت تعادل به این نکته اشاره می کند که سعادتمند کسی است که این وضعیت نفس را پاس بدارد و آن را آلوده نسازد و بد عاقبت کسی است که گوهر نفس را دفن کند و آن را پاس ندارد( قد افلح من زکیها و قد خاب من دسیها ).

   در تائو نیز اشارات زیادی به متعادل بودن و حفظ شخصیت راستین آدمی قابل مشاهده است.

تطبیق آموزه های قرآن و تائو قسمت چهارم «عدم وابستگی»

در قرآن دعوت به توحید یعنی رها کردن خویشتن از قید هر تعلقی و تنها و تنها در قید عبودیت خدا بودن و بر این مدار هویت یافتن به عبارت دیگر از خود رها شدن و به خدا پیوستن. تنها در این صورت است که انسان به تمامی با هنجار هستی هماهنگی یافته و به تمامی به سعادت و نیک بختی می رسد. در کتاب تائو آمده است: « فرزانه به هیچ چیزی وابستگی ندارد و دنبال رضایت خاطر یافتن از چیزی نیست. او مفهوم نیستی را می داند و می داند که این تنها مفهومی است که به کار می آید لذا او با همه چیز یگانه است و به تمامی راضی و خشنود است ».

تطبیق مفاهیم معنوی قرآن و تائو بخش سوم: تعادل بین علم و عمل

مفاهیم دین اسلام سرشار است از تأکید بر وجوب و ضرورت دانش و دانش آموزی، تفکر، تعقل، تدبر و... به گونه ای که برای فراگیری دانش و فهم حقیقت نه زمان مطرح است، نه مکان، و نه شخص، جنس و نه سن و سال. اما این فرایند زمانی سودمند است که بتواند زیر ساخت حیات انسان شود، و الا خوض و غور بیش از حد در دانش از منظر قرآن پذیرفته نیست. قرآن خطاب به افراطیون در این زمینه می فرماید: «قل الله ثم ذرهم فی خوضهم یلعبون »(انعام/91). و یا در سوره بقره از بنی اسرائیل یاد می کند، که در مقابل فرمان خدا مبنی بر کشتن گاو، آن قدر از رنگ و سن و جنسش پرسیدند که کار یافتن چنین گاوی را بر خود بسیار دشوار کردند. 

   به نظر می رسد خوض در دین هر چند امر پسندیده ای است، اما تا آنجا لازم است که انسان حجت کافی برای بهبود حیاتش، عملش، اخلاقش و مواردی از این قبیل را بدست آورد، از آن پس دیگر باید آنچه یافته است را به محک تجربه بگذارد و اصطلاحا با آنها زندگی کند و از آن بالاتر آنها را تبدیل به هویت خودش نماید.

   در کتاب تائو هم چنین اشاراتی دال بر ضرورت تجربه مفاهیم حقیقی و پرهیز از خوض و غور زیادی قابل مشاهده است: « هرچه تائو را بیشتر به کار ببرید بیشتر قابلیتهایش را می شناسید، هرچه بیشتر درباره اش صحبت کنید کمتر می شناسیدش ».