کتاب مورد نظر اثری است از چالز دیویس اندیشمند انگلیسی به نام « دین و ساختن جامعه » این اندیشمند در این کتاب به بررسی رابطه دین به طور عام و مسیحیت به طور خاص و جامعه مدرن می پردازد.
این کتاب توسط آقایان حسن محدثان و حسین باب الحوائجی ترجمه و به وسیله انتشارات یادآوران در سال 1387 به زیور طبع آراسته شده است.
مؤسسه نگاتوم 142 کشور جهان را با شاخصهای زیر مورد ارزیابی قرار داده است.
در این ارزیابی برای چندمین سال پیاپی نروژ به عنوان مرفه ترین کشور جهان معرفی شده است. در این رده بندی ایران حائز رتبه 107 است. بیشترین امتیاز ایران مربوط به شاخص آموزش (رتبه 57) و ضعیفترین شاخص رفاهی ایران موضوع آزادی های فردی و اجتماعی است ( رتبه 128 ). ایران از نظر شاخص اقتصادی حائز رتبه 114 شده است.
فناورانه ترین کشورهای جهان
<!--[if !supportLists]-->1. <!--[endif]-->ژاپن
<!--[if !supportLists]-->2. <!--[endif]-->آمریکا
<!--[if !supportLists]-->3. <!--[endif]-->هندوستان
<!--[if !supportLists]-->4. <!--[endif]-->کره جنوبی
<!--[if !supportLists]-->5. <!--[endif]-->آلمان
<!--[if !supportLists]-->6. <!--[endif]-->چین
<!--[if !supportLists]-->7. <!--[endif]-->بریتانیا
<!--[if !supportLists]-->8. <!--[endif]-->کانادا
<!--[if !supportLists]-->9. <!--[endif]-->فیلیپین
روزنامه ایران یکشنبه 11/8/93، ص19
از بین نه کشور فوق پنج کشور مربوط به آسیاست که گواه خیزش آسیا برای پایان دادن به تسلط بی چون و چرای غرب بر نظام جهانی است و گواه آن است که جهان دوباره به سمت دو قطبی شدن پیش می رود به علاوه از این پنج کشور چهار کشور از نژاد زرد هستند که گویای آن است که در آینده نزدیک شاهد وزش طوفان زرد بر عرصه جهانی خواهیم بود.
به نام خدا
در اولین جلسه از بخش دوم درس گفتار "ضابطه مندی رشد و کمال انسان از نظر قرآن"، پس از رفع اشکال بخش اول به مبحث تزکیه به عنوان یکی از موارد مهم در ضوابط کمال انسان پرداخته شد.
تزکیه از منظر قرآن زیرساخت هر رشدی در تکامل انسان است، یعنی از خود پاک شدن و از خدا پر شدن. به بیان دیگر با توجه به آیه ی «... وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ یَحُولُ بَیْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ ...»[1] می توان تزکیه را گذر از خود پنداری و حرکت به سوی خود الهی یا خود حقیقی تعریف کرد. تزکیه بر قلب انسان اثر گذاشته و سبب بروز گنجایش برای توجه به حق (ذکر) و پذیرش آن می شود این وضعیت را قرآن اصطلاحا شرح صدر می نامد.
قرآن تزکیه را فعل خاص خدا می داند. به عنوان مثال در این باره می توان به آیات «... وَ لَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَیْکمُْ وَ رَحْمَتُهُ مَا زَکىَ مِنکمُ مِّنْ أَحَدٍ أَبَدًا وَ لَاکِنَّ اللَّهَ یُزَکىِّ مَن یَشَاءُ وَ اللَّهُ سمَِیعٌ عَلِیمٌ»[2] و « أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذینَ یُزَکُّونَ أَنْفُسَهُمْ بَلِ اللَّهُ یُزَکِّی مَنْ یَشاءُ وَ لا یُظْلَمُونَ فَتیلاً»[3] اشاره نمود. با این وجود، قرآن متذکر می شود که در فرایند تزکیه، خداوند تلاش بندگان را نادیده نمی گیرد. در حوزه اختیار، انسان با ایمان و عمل صالح می تواند، استعداد تزکیه را در خود ایجاد کند اما به طور مشخص تر قرآن عواملی را برای این منظور بیان می کند که از آن جمله می توان به رفع شک و تردید، ذکر خدا (یعنی رفع توجه از خویشتن و عطف توجه به خدا)، هجرت، جهاد، شهادت، انفاق (خصوصاً انفاق مخفی)، قرض الحسنه، تضرع به درگاه خداوند، ریاضت، و اجتناب از گناهان کبیره اشاره نمود.
در دو جلسه ی آینده به دیگر ضوابط کمال انسان از نظر قرآن پرداخته خواهد شد.
[1].انفال 24 : «... و آگاه باشید که خدا در میان شخص و قلب او حایل میشود ...»
[2].نور 21 : «... و اگر فضل و رحمت خدا شامل شما نبود احدی از شما (از گناه و زشتی) پاک و پاکیزه نمی شد، اما خدا هر کس را بخواهد پاک می گرداند، و خدا شنوا و داناست.»
[3].نساء 49 : «آیا نمی بینی آنان را که دعوی پاکدلی می کنند؟ (که چه سخت در اشتباهند.) خداست که هر که را بخواهد پاک می کند، و به هیچ کس به اندازه ی رشته ی وسط هسته خرمایی ظلم نمی شود.»
به نام خدا
سومین جلسه از درس گفتار "ضابطه مندی رشد و کمال انسان از نظر قرآن" با بحث در خصوص اسماء الهی و نقش آنها در کمال انسان ادامه یافت و معرفی بخش اول این پژوهش به پایان رسید.
اسماء الهی نخستین ظهورات ذات پروردگار هستند و ذات خداوند به وسیله ی اسمائش از مقام غیب مطلق ظهور می یابد. این اسماء واسطه ی بین خدا و خلق، چه در زمینة ایجاد، چه در زمینه ی ارتباط و چه از لحاظ بازگشت خلق به خدا از حیث تکاملی هستند.
با توجه به آیات : «وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ کُلَّها ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلائِکَةِ فَقالَ أَنْبِئُونی بِأَسْماءِ هؤُلاءِ إِنْ کُنْتُمْ صادِقینَ»[1] و « فَإِذَا سَوَّیْتُهُ وَنَفَخْتُ فِیهِ مِن رُّوحِی فَقَعُواْ لَهُ سَاجِدِینَ»[2] و بررسی اینکه در هر آیه چه عاملی باعث سجده ی فرشتگان به آدم ذکر شده است، می توان دریافت که مطابق آیات 31 تا 34 سوره ی بقره، علت رسیدن انسان به مقام خلیفه اللهی، درک نظام اسماء الهی است در حالی که در سوره ی حجر، عامل رسیدن انسان به عالی ترین مقام کمالیش، بهره مندی از روح بیان شده است. به این ترتیب با در کنار هم قرار دادن این دو بیان از قرآن می توان نتیجه گیری نمود که بهره مندی از «روح» سبب عالم شدن انسان به اسماء الهی است.[3]
از سوی دیگر با اشاره به آیات 21 حجر، 6 زمر و 25 حدید می توان به این استنتاج رسید که آنچه در جهان ظهور پیدا کرده است، حقیقتش در اسماء الهی است و اسماء الهی خزائن غیب خدا هستند که خداوند از محل آنها همه چیز را با قدر و اندازة مشخص ظهور می دهد. با این فرض روح خدا که تعلقش به کالبد انسان سبب علمش به تمامی اسماء می شود«وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ کُلَّها ...» محل ظهور اسم اعظم خداوند است زیرا این اسم جامع تمامی اسماء الهی است. انسان به واسطه بهره مندی از روح خدا به اسماء الهی آگاه می شود و خلیفة خدا بر زمین و مسجود فرشتگان می گردد، اما در هبوط انسان بر زمین، طبق توضیحاتی که سابقا ارائه شد، غالبا بخشی از این آگاهی فراموش می شود و انسان بر دامنة حساسی از نظام اسماء الهی قرار می گیرد که بین دو مغناطیس توحید و تکاثر است در این جایگاه انسان از بسیاری مخلوقات برتر اما از برخی نیز پست تر است، لذا قرآن می فرماید:«وَلَقَدْ کَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُم مِّنَ الطَّیِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى کَثِیرٍ مِّمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِیلاً»[4] از این بیان قرآن نیز طبق توضیحات گذشته می توان به تفاوت بهره مندی مخلوقات از روح و متناسبا تفاوت مرتبة اسمایی آنها پی برد. به این ترتیب می توان مراتب اسماء الهی و مراتب ظهور آنها در عالم خلق را قرینة یکدیگر دانست؛ به بیان دیگر، اسم اعظم خداوند در روح ظهور پیدا کرده است و سایر مخلوقات به تناسب ظرفیت بهره مندیشان از روح محل ظهور مرتبه ای از اسماء الهی هستند.
از آیات و روایات این گونه استفاده می شود که فراتر از این نظام اسمائی، اسمی حضور دارد که حجاب مطلق ذات الهی است. این اسم فراتر از نظام اسماء الهی و ضوابط ناشی از آن می تواند تأثیر گذار باشد و تأثیر ویژه ذات الهی ناشی از آن است. آگاهی انسان به این اسم یک آگاهی اجمالی است و حتی کاملترین افراد بشر از چگونگی ظهور و بروز این اسم و نحوه تأثیر آن مطلع نیستند بنابراین قرآن در عین به رسمیت شناختن ضوابط در تکامل بشری به حضور امری فراضابطه در این فرایند اشاره می کند که تنها در حیطه علم خداوند است و در خصوص تأثیر آن نیز چون و چرایی در کار نیست « لا یسئل عما یفعل و هم یسألون »[5]. بنابراین سیر تکاملی انسان امری دو ساحتی است بین ضابطه مند بودن و حضور امری فراضابطه یعنی انسان در عین توجه و رعایت ضوابط تکاملش، هرگز نباید تلاش و کوشش خود را ضامن کاملی برای کمال و سعادتش بداند و باید متوجه باشد که تنها خواست و اراده مطلق خداوند است که او را به کمال می رساند یا از کمال باز می دارد و البته خدا در قرآن وعده فرموده که تلاش و کوشش انسان را بی اجر نمی گذارد.