هنجار هستی

هنجار هستی

چیزی شبیه تائو
هنجار هستی

هنجار هستی

چیزی شبیه تائو

ضابطه مندی کمال انسان در قرآن قسمت پنجم« ذکر »

با توجه به آیه «وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ یَحُولُ بَیْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ»[1] که به توضیح آن در جلسات گذشته پرداخته شد، می توان دریافت که حفظ هویت انسانی و تداوم حیات متألهانه او مستلزم توجه به خدا است. این توجه خودِ پنداری انسان را بر خود واقعیش منطبق می کند بنابراین حقیقت ذکر انطباق خود پنداری آدمی بر خود حقیقیش است و هر چیزی که چنین ظرفیتی داشته باشد ذکر محسوب می شود به همین دلیل قرآن خودش را به عنوان ذکر معرفی می کند. بر این اساس  می توان در تعریف ذکر گفت: « ذکر عامل یافتن هویت الهی انسان است ». به تعریف دیگر، ذکر عبارتست از توجه به مبدأ، هدف، مقصد و مقصود حقیقی حیات انسانی. از آنجا که مسیر حرکت انسان به سوی هدف همان نفس اوست فراموشی ذکر یعنی فراموشی هدف صیر و این مساوی با گم کردن خویش یا گم کردن راه است. این مطلب را می توان از آیه «وَ لا تَکُونُوا کَالَّذِینَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْسَاهُمْ أَنْفُسَهُمْ أُولَئِکَ هُمُ الْفَاسِقُونَ»[2]  استنباط نمود.

در ارتباط با رابطه تزکیه و ذکر می توان گفت شرط اول برای حضور بیشتر ذکر در زندگی کاهش تعلق به دنیا از طریق ایجاد استعداد تزکیه و پالایش قلب است که منجر به پدیده مبارکی به نام «شرح صدر» یا دلپذیر شدن ذکر است. با استناد به آیه «وَ اذْکُرْ رَبَّکَ إِذَا نَسِیتَ وَ قُلْ عَسَى أَنْ یَهْدِیَنِ رَبِّی لأقْرَبَ مِنْ هَذَا رَشَدًا»[3] می توان ذکر را وسیله هدایت دانست. هم چنین با توجه به آیاتی دیگر می توان دریافت که ذکر عامل توبه و بازگشت به سوی خدا است.[4] به علاوه، قرآن عوارضی مانند حضور شیطان در زندگی انسان و نیز تنگی معیشت را بر عدم ذکر خدا مترتّب می داند.[5]



[1]. انفال 24 : «بدانید بین انسان و قلبش خدا فاصله می شود.»

[2]. حشر 19 : «مانند کسانی نباشید که خدا را فراموش کردند پس خدا هم ایشان را از یاد خودشان برد

[3]. کهف 24 : «چون پروردگارت را فراموشی کردی او را به یاد آر و بگو امید است که پروردگارم مرا به راهی که نزدیکتر باشد به سوی خودش هدایت کند.»

[4]. از این جمله آیات می توان به آیات 143 و 144 سوره صافات : «لَوْ لا أَنَّهُ کَانَ مِنَ الْمُسَبِّحِینَ لَلَبِثَ فِی بَطْنِهِ إِلَى یَوْمِ یُبْعَثُونَ - پس اگر از تسبیح کنندگان نبود در شکم ماهی تا روز قیامت باقی بود.» و نیز آیه 37 سوره بقره : «فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ کَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَیْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ - سپس آدم کلماتی از پروردگارش دریافت نمود و به این وسیله به پیشگاهش توبه نمود به درستی که خدا توبه پذیر مهربان است.» اشاره نمود.

[5]. از جمله آیاتی که حضور شیطان در زندگی انسان را مترتب بر عدم ذکر خدا می داند، می توان به آیه 36 سوره زخرف : «وَ مَنْ یَعْشُ عَنْ ذِکْرِ الرَّحْمَنِ نُقَیِّضْ لَهُ شَیْطَانًا فَهُوَ لَهُ قَرِینٌ - هر کس از یاد خدای رحمان دل بگرداند، برای او شیطانی می گماریم که همراه و دمسازش باشد.» اشاره نمود. هم چنین تنگی معیشت به عنوان یکی از نتایج عدم ذکر را می توان از آیه 124 سوره طه : «وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنْکًا وَ نَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ أَعْمَى - و هرکس از یاد من روی برگرداند روزیش تنگ می شود و ما او را در قیامت کور محشر می کنیم.» استنباط نمود.

طرح های شکست خورده در حوزه اجتماعی

   در دوران آقای احمدی نژاد وزارت کشور و معاونت امور اجتماعی آن مسئول مدیریت طرحی شد که در آن تمامی دستگاه های حوزه اجتماعی و فرهنگی کشور مأمور شدند تا در راستای بهبود وضعیت اجتماعی اقدامات انقلابی و وِیژه ای انجام دهند و اخیرا مطلع شدم که سندی که طی سلسله جلسات پیگیری این موضوع تهیه شده بود از سوی دولت جدید غیر علمی و ناکارآمد معرفی شده است. از آنجا که من نیز در برخی جلسات شرکت داشتم باید بگویم غیر واقعی بودن یافته ها، قریب واقعیت است. به عنوان مثال یکی از مواردی که قرار بود در راستای این همکاری ها به دستور آقای احمدی نژاد ریشه کن شود! موضوع مواد مخدر بود. این در حالی است که به بیان وزیر کشور کنونی (روزنامه ایران مورخ اول آذر 1393) گردش مالی این تجارت شوم سالانه ده هزار میلیارد تومان است. آیا در دنیایی که همه چیز آن حول اقتصاد می گردد، چنین سود سرشاری را می توان به همین سادگی نادیده گرفت؟ 

برای کنترل آسیبهای اجتماعی باید هزینه های فعالان اقتصادی در این حوزه را چنان بالا برد که فعالیت در این حوزه به صرفه و صلاح نباشد.

    مثال دیگر موضوع حمل اسلحه گرم توسط ایرانیان و افزایش وقوع درگیری ها با سلاح گرم در کشور است که این موضوع نیز مورد توجه وزارت کشور قرار دارد و در صدد است به طریقی از چنین اتفاقاتی جلوگیری کند.

   خرید و فروش اسلحه یکی از مشاغل سود آور در کشور ماست که از دو کانال قانونی و غیر قانونی دنبال می شود. از نظر قانونی هر ایرانی حق مالکیت سه تفنگ را دارد و وظیفه سامان دهی به این موضوع به عهده معاونت اسلحه و مهمّات ارتش است. این ارگان از طریق فروش سلاح و مهمات آن کسب درآمد می کند. به علاوه فرایند صدور مجوز حمل و تمدید آن نیز فرایند سود آوری برای این ارگان است. در کنار آن در بسیاری شهرهای کشور این تجارت به صورت قانونی در جریان است؛ به عنوان مثال در تهران فروشگاه های متعددی در انتهای جنوبی خیابان فردوسی و خیابانهای اطراف برای خدمات رسانی به متقاضیان این موضوع دایر هستند و تجارت سودآوری دارند.

    تجارت غیر قانونی اسلحه نیز در کشور بازار خاص خود را دارد و طبق اطلاع بیشتر در استانهای مرزی شایع و رایج است. اخباری در این خصوص موجود است که البته به دلیل عدم سندیتشان از درج آنها خود داری می کنم.

    در کنار همه اینها نارسایی دستگاه قضایی و انتظامی کشور سبب شده است بسیاری از پیگیری قانونی مطالباتشان نا امید شده و به تسویه حسابهای شخصی رو آورند و سلاح در دست بگیرند.

جزیره زیبای کیش

    طبق اطلاع حقیر جزیره کیش در زمان پهلوی دوم مورد توجه قرارگرفت تا تبدیل به محیطی شود برای عیش و نوش اعراب حاشیه خلیج فارس که به هر دلیل نمی خواستند یا نمی توانستند در کشور خودشان بعضی کارها را انجام دهند تا بیایند و پولهای باد آورده شان را در این جزیره خرج کنند و ایرانی و ایرانیان را مرفه تر کنند. به همین دلیل از همان آغاز بنیانی اروپایی برای این جزیره زیبا از همه نظر طراحی شد. آن زمان شاه بیچاره این روزها را نمی دید که کشورهای عربی به جایگاهی از توسعه یافتگی خواهند رسید که ایرانیان آرزو خواهند کرد سری به شهرهای آنها بزنند و کشوری مثل امارات یکی از پایگاه های مهم تجارت ایرانیان شود و شهر دوبی تبدیل به یکی از جاذبه های توریستی جهان شود.
    بعد از جنگ هشت ساله ایران و عراق و خالی شدن خزانه های کشور و خوابیدن شورهای انقلابی و آغاز مدیریت تکنوکرات آقای هاشمی دوباره به هر دلیل این جزیره و سایر جزایر مشابه مورد توجه قرار گرفتند و همان الگوی اروپایی برای توسعه یافتنشان پیاده شد و جزایری زیبا و دیدنی را به ارمغان آورد.
  هفته گذشته امکان یافتم که برای اولین بار از کیش دیدن کنم. محیط متفاوتی است برای خوش گذراندن خرید کردن و پول خرج کردن. چند نکته توجه مرا جلب کرد، نخست آن که قیمت خانه و زمین در این جزیره به طور باور نکردنی بالا بود. آپارتمان های لوکس این جزیره تا متری 14000000 تومان معامله می شد یعنی هم پایه آپارتمانهای لوکس در شمال شهر تهران و مشخص بود گروهی با استفاده از فرصتهای رانتی مشغول تجارت زمین و مسکن در این جزیره هستند. قیمتها نسبت به تهران به طور قابل ملاحظه ای پایین بود و ولع و عطش خرید را در انسان تشدید می کرد. 
   نکته قابل توجه دیگر نحوه رانندگی در این جزیره بود. خیابانهای خلوت و زیبای کیش رانندگی بسیار آرامش بخشی را نوید می داد. در همه جا به راحتی فضاهایی برای پارک ماشین در نظر گرفته شده بود و انسان از این نظر هیچ دغدغه ای نداشت. پلیس و یا دوربینی در سطح شهر به چشم نمی خورد و از همه مهمتر این که تخلف رانندگی حداقل بود. راننده ها سر میدانها با احترام توقف می کردند تا ماشینی که در گردی میدان در حال حرکت بود گذر کند. سرعت مجازنیز از سوی رانندگان به طور چشم گیری رعایت می شد. این وضعیت اعجاب بر انگیز بود. با خودم گفتم واقعا تغییر فضا چقدر بر تغییر رفتار اثر دارد؟ همین ایرانیانی که به تنبلی، از زیر کاردر رفتن و دنبال کلفتی نان و نازکی کار بودن معروف هستند وقتی مجبور به کاردر یک کشور توسعه یافته می شوند پا به پای شهروندان همان کشورها و حتی بهتراز آنها کار می کنند. پس اگر محیط را مساعد کنیم همین ملت می توانند درست رفتار کنند و خروجی های قابل قبولی ارائه کنند. نمونه این وضعیت را در دیگر کشورها که ظرف همین چند دهه اخیر به رشد و توسعه قابل قبولی رسیده اند نیز می توانیم ببینیم. ای کاش مدیران این کشور به ضرورت ایجاد فضای مناسب برای رفتار مناسب واقف شوند و با ایجاد این فضا این بد اخلاقی فراگیر اجتماعی را کاهش دهند.

شبکه های اجتماعی منبعی جدید برای هویت یابی

چندی پیش مرتضی پاشایی خواننده پاپ ایرانی دار فانی را وداع گفت و حضور باور نکردنی مردم در مراسم تشییعش بهت همگان را بر انگیخت و تقریبا در تمام محافل فرهنگی کشور این حضور با شگفتی مورد تجزیه و تحلیل و بررسی قرار گرفت. این موضوع در شبکه های اجتماعی و بین اعضای آن نیز ظهور و بروز چشم گیری داشت اما موضوع برای من چندان جذاب نبود، لذا پیگیر قضیه نشدم، تا این که عکسی از این مراسم به دستم رسید که کادر آن جمعیتی حدود 300 نفر را پوشش می داد، بدون استثناء این جمعیت با موبایل ها، تبلتها و آی پدهای آخرین مدل و بعضا با دوربینهای عکاسی و فیلم برداری بعضا حرفه ای مشغول ثبت لحضات بودند. از خودم پرسیدم این ولع جمعی برای اثبات حضور در مراسم چه معنایی دارد. ذهنم رفت سوی عضویت بخش بزرگی از جامعه در شبکه های اجتماعی گوناگون و این که این حضور در فضایی که مردم کمتر محملی واقعی برای کسب هویت اجتماعی بدست می آورند، امکان هویت بخشی ایجاد کرده است و این عکسها راهی است برای اثبات بودنشان و ابراز وجودشان و هویت یابی شان شاید. به تعبیر دیگر، « من در مراسم تشییع پاشایی شرکت کردم پس هستم ». نظر شما چیست؟

همه پرسی در کشور سوئیس

مدتی پیش دولت سوئیس اجازه احداث مناره و گنبد به مساجد مسلمانان در این کشور را به آراء عمومی گذاشت و مردم عدم رضایتشان از احداث چنین نمادهایی را با رأیشان اعلام کردند. از این که دولت سوئیس برای چنین موضوعی حاضر است هزینه برگزاری یک همه پرسی را تقبل کند بسیار تعجب کردم ولی با خود گفتم لابد دولت نمی خواهد در بخش مسلمان جامعه ایجاد حساسیت کند لذا موضوع را به آراء عمومی گذاشته است.
   روزنامه دنیای اقتصاد مورخ 1393/9/11 مطلبی در خصوص برگزاری یک همه پرسی در سوئیس چاپ کرده است. در این همه پرسی از مردم سؤال شد: آیا مایل هستند که دولت ذخائر طلای این کشور را به 20% کل ذخایر ارزی این کشور ارتقاء دهد؟ 
   %77 شهروندان در این همه پرسی شرکت کردند و به این موضوع رأی منفی دادند. به گزارش این روزنامه، یکی از احزاب این کشور پیشنهاد فوق را مطرح کرده است و دولت  و بانک ملی سوئیس با چنین کاری موافق نبودند لذا موضوع به همه پرسی گذاشته شده است و رأی منفی مردم قاطع اختلاف شده است. 
   این چه نحو ملک داری است و چقدر فضای سیاسی ما از چنین روشی فاصله دارد. آیا مردم سوئیس به چنان بلوغی رسیده اند که دولتمردان کشورشان در موضوعاتی تا این حد تخصصی ایشان را طرف مشورت قرار می دهند؟ و حاضر می شوند هزینه برگزاری یک همه پرسی را تقبل کنند؟ انصافا جای تعجب است.