با توجه به آیه «وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ یَحُولُ بَیْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ»[1] که به توضیح آن در جلسات گذشته پرداخته شد، می توان دریافت که حفظ هویت انسانی و تداوم حیات متألهانه او مستلزم توجه به خدا است. این توجه خودِ پنداری انسان را بر خود واقعیش منطبق می کند بنابراین حقیقت ذکر انطباق خود پنداری آدمی بر خود حقیقیش است و هر چیزی که چنین ظرفیتی داشته باشد ذکر محسوب می شود به همین دلیل قرآن خودش را به عنوان ذکر معرفی می کند. بر این اساس می توان در تعریف ذکر گفت: « ذکر عامل یافتن هویت الهی انسان است ». به تعریف دیگر، ذکر عبارتست از توجه به مبدأ، هدف، مقصد و مقصود حقیقی حیات انسانی. از آنجا که مسیر حرکت انسان به سوی هدف همان نفس اوست فراموشی ذکر یعنی فراموشی هدف صیر و این مساوی با گم کردن خویش یا گم کردن راه است. این مطلب را می توان از آیه «وَ لا تَکُونُوا کَالَّذِینَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْسَاهُمْ أَنْفُسَهُمْ أُولَئِکَ هُمُ الْفَاسِقُونَ»[2] استنباط نمود.
در ارتباط با رابطه تزکیه و ذکر می توان گفت شرط اول برای حضور بیشتر ذکر در زندگی کاهش تعلق به دنیا از طریق ایجاد استعداد تزکیه و پالایش قلب است که منجر به پدیده مبارکی به نام «شرح صدر» یا دلپذیر شدن ذکر است. با استناد به آیه «وَ اذْکُرْ رَبَّکَ إِذَا نَسِیتَ وَ قُلْ عَسَى أَنْ یَهْدِیَنِ رَبِّی لأقْرَبَ مِنْ هَذَا رَشَدًا»[3] می توان ذکر را وسیله هدایت دانست. هم چنین با توجه به آیاتی دیگر می توان دریافت که ذکر عامل توبه و بازگشت به سوی خدا است.[4] به علاوه، قرآن عوارضی مانند حضور شیطان در زندگی انسان و نیز تنگی معیشت را بر عدم ذکر خدا مترتّب می داند.[5]
[1]. انفال 24 : «بدانید بین انسان و قلبش خدا فاصله می شود.»
[2]. حشر 19 : «مانند کسانی نباشید که خدا را فراموش کردند پس خدا هم ایشان را از یاد خودشان برد.»
[3]. کهف 24 : «چون پروردگارت را فراموشی کردی او را به یاد آر و بگو امید است که پروردگارم مرا به راهی که نزدیکتر باشد به سوی خودش هدایت کند.»
[4]. از این جمله آیات می توان به آیات 143 و 144 سوره صافات : «لَوْ لا أَنَّهُ کَانَ مِنَ الْمُسَبِّحِینَ لَلَبِثَ فِی بَطْنِهِ إِلَى یَوْمِ یُبْعَثُونَ - پس اگر از تسبیح کنندگان نبود در شکم ماهی تا روز قیامت باقی بود.» و نیز آیه 37 سوره بقره : «فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ کَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَیْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ - سپس آدم کلماتی از پروردگارش دریافت نمود و به این وسیله به پیشگاهش توبه نمود به درستی که خدا توبه پذیر مهربان است.» اشاره نمود.
[5]. از جمله آیاتی که حضور شیطان در زندگی انسان را مترتب بر عدم ذکر خدا می داند، می توان به آیه 36 سوره زخرف : «وَ مَنْ یَعْشُ عَنْ ذِکْرِ الرَّحْمَنِ نُقَیِّضْ لَهُ شَیْطَانًا فَهُوَ لَهُ قَرِینٌ - هر کس از یاد خدای رحمان دل بگرداند، برای او شیطانی می گماریم که همراه و دمسازش باشد.» اشاره نمود. هم چنین تنگی معیشت به عنوان یکی از نتایج عدم ذکر را می توان از آیه 124 سوره طه : «وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنْکًا وَ نَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ أَعْمَى - و هرکس از یاد من روی برگرداند روزیش تنگ می شود و ما او را در قیامت کور محشر می کنیم.» استنباط نمود.
در دوران آقای احمدی نژاد وزارت کشور و معاونت امور اجتماعی آن مسئول مدیریت طرحی شد که در آن تمامی دستگاه های حوزه اجتماعی و فرهنگی کشور مأمور شدند تا در راستای بهبود وضعیت اجتماعی اقدامات انقلابی و وِیژه ای انجام دهند و اخیرا مطلع شدم که سندی که طی سلسله جلسات پیگیری این موضوع تهیه شده بود از سوی دولت جدید غیر علمی و ناکارآمد معرفی شده است. از آنجا که من نیز در برخی جلسات شرکت داشتم باید بگویم غیر واقعی بودن یافته ها، قریب واقعیت است. به عنوان مثال یکی از مواردی که قرار بود در راستای این همکاری ها به دستور آقای احمدی نژاد ریشه کن شود! موضوع مواد مخدر بود. این در حالی است که به بیان وزیر کشور کنونی (روزنامه ایران مورخ اول آذر 1393) گردش مالی این تجارت شوم سالانه ده هزار میلیارد تومان است. آیا در دنیایی که همه چیز آن حول اقتصاد می گردد، چنین سود سرشاری را می توان به همین سادگی نادیده گرفت؟
برای کنترل آسیبهای اجتماعی باید هزینه های فعالان اقتصادی در این حوزه را چنان بالا برد که فعالیت در این حوزه به صرفه و صلاح نباشد.
مثال دیگر موضوع حمل اسلحه گرم توسط ایرانیان و افزایش وقوع درگیری ها با سلاح گرم در کشور است که این موضوع نیز مورد توجه وزارت کشور قرار دارد و در صدد است به طریقی از چنین اتفاقاتی جلوگیری کند.
خرید و فروش اسلحه یکی از مشاغل سود آور در کشور ماست که از دو کانال قانونی و غیر قانونی دنبال می شود. از نظر قانونی هر ایرانی حق مالکیت سه تفنگ را دارد و وظیفه سامان دهی به این موضوع به عهده معاونت اسلحه و مهمّات ارتش است. این ارگان از طریق فروش سلاح و مهمات آن کسب درآمد می کند. به علاوه فرایند صدور مجوز حمل و تمدید آن نیز فرایند سود آوری برای این ارگان است. در کنار آن در بسیاری شهرهای کشور این تجارت به صورت قانونی در جریان است؛ به عنوان مثال در تهران فروشگاه های متعددی در انتهای جنوبی خیابان فردوسی و خیابانهای اطراف برای خدمات رسانی به متقاضیان این موضوع دایر هستند و تجارت سودآوری دارند.
تجارت غیر قانونی اسلحه نیز در کشور بازار خاص خود را دارد و طبق اطلاع بیشتر در استانهای مرزی شایع و رایج است. اخباری در این خصوص موجود است که البته به دلیل عدم سندیتشان از درج آنها خود داری می کنم.
در کنار همه اینها نارسایی دستگاه قضایی و انتظامی کشور سبب شده است بسیاری از پیگیری قانونی مطالباتشان نا امید شده و به تسویه حسابهای شخصی رو آورند و سلاح در دست بگیرند.
چندی پیش مرتضی پاشایی خواننده پاپ ایرانی دار فانی را وداع گفت و حضور باور نکردنی مردم در مراسم تشییعش بهت همگان را بر انگیخت و تقریبا در تمام محافل فرهنگی کشور این حضور با شگفتی مورد تجزیه و تحلیل و بررسی قرار گرفت. این موضوع در شبکه های اجتماعی و بین اعضای آن نیز ظهور و بروز چشم گیری داشت اما موضوع برای من چندان جذاب نبود، لذا پیگیر قضیه نشدم، تا این که عکسی از این مراسم به دستم رسید که کادر آن جمعیتی حدود 300 نفر را پوشش می داد، بدون استثناء این جمعیت با موبایل ها، تبلتها و آی پدهای آخرین مدل و بعضا با دوربینهای عکاسی و فیلم برداری بعضا حرفه ای مشغول ثبت لحضات بودند. از خودم پرسیدم این ولع جمعی برای اثبات حضور در مراسم چه معنایی دارد. ذهنم رفت سوی عضویت بخش بزرگی از جامعه در شبکه های اجتماعی گوناگون و این که این حضور در فضایی که مردم کمتر محملی واقعی برای کسب هویت اجتماعی بدست می آورند، امکان هویت بخشی ایجاد کرده است و این عکسها راهی است برای اثبات بودنشان و ابراز وجودشان و هویت یابی شان شاید. به تعبیر دیگر، « من در مراسم تشییع پاشایی شرکت کردم پس هستم ». نظر شما چیست؟