انسانهای عادی از زندگی ساده گریزانند و به پیگیری آرزوها و خیالاتشان دل خوشند. اگر آنها دست از آرزوهای خانمان سوزشان بر می داشتند، دنیا پر از صلح و آرامش بود. فرزانه آرزویی در دل نمی پرورد او برای چیزی تلاش نمی کند او بدون عمل همه چیز را تمام و کمال دارد. انسانهای عادی همیشه مشغول فعالیتند با این وجود همیشه احساس می کنند کارهای زیادی برای انجام مانده است. اما فرزانه چیز ناتمامی ندارد. انسان عادی با مهر عمل می کند، چیزی ناتمام باقی می ماند. با عدل عمل می کند بسیاری چیزها ناتمام می مانند. اخلاق گرا می شود، کاری از پیش نمی رود. آنگاه از زور استفاده می کند و همه چیز خراب می شود.
وقتی تائو گم می شود صحبت از خوبی پیش می آید. وقتی خوبی گم می شود، اخلاقیات مطرح می شوند. وقتی اخلاق گم می شود، پیروی از قانون و آداب و رسوم مطرح می شود. هنگامی که انسان در تائو دخالت می کند آسمان آلوده می شود زمین فقیر می شود تعادل از میان می رود نسل موجودات منقرض می شود.
توضیح: بدون شرح چقدر این جملات زیبا و درست به نظر می رسند.
اگر مردان و زنان قدرتمند می توانستند در تائو متمرکز شوند همه چیز در هماهنگی کامل به سر می برد و دنیا به بهشت تبدیل می شد.
توضیح: اساس مدیریت این دنیا بعد از خدا دو چیز است: اقتصاد و سیاست. اگر این دو حوزه تمیز باشند دنیا پاک و آباد می شود و اگر این دو حوزه از سلامت برخوردار نباشند دنیا محیط زشتی برای زندگی است.
میل به قدرت و ثروت یکی از امیال اصیل انسانی است که از آن گریزی نیست اما مدیریت آن بر هنجاری درست مانع از آن می شود که این نیروها افسار گسیخته شوند و به صاحبش و دیگران آسیب برساند. در کنار این موضوع باید در جامعه نهادهای سالمی تأسیس شوند تا بر عملکرد چنین افرادی نظارت عادلانه و صالحانه داشته باشند در این صورت می توان امید داشت که جامعه به سمت صلح و صلاح حرکت کند و در غیر این صورت جامعه جز به تباهی نمی رود.
فرزانه هنگام پیروزی بر دشمنانش جشن نمی گیرد. او با شجاعت به میدان نبرد با دشمنانش می رود. شجاعتی همراه با شفقت و اندوه. گویی در مراسم تشییع جنازه شرکت می کند.
توضیح: چقدر این بیان از فرزانه در نبرد شبیه احوالات مولا امیرالمؤمنین به هنگام جنگ است. حتما شنیده اید که بر جنازه زبیر چگونه گریست و یا در گفتگو با مالک اشتر در وصف چگونگی نبردش نقل شده است گه فرموده: با تک تک ایشان با آگاهی وارد جدال می شوم. و نیز در احوال ایشان نقل شده است که هنگام مجازات خاطیان پیش از اجرای حکم اشک می ریختند. آری فرزانه مرز نمی شناسد و فصل نمی داند. فرزانه برای تمام زمان و برای تمام مکانها الگوی زندگی است.
ابزار نظامی ابزار خشونت است. فرزانه از خشونت پرهیز می کند. ابزار نظامی ابزار ترس است. فرزانه هرگز آن را به کار نمی برد. مگر در زمانی که چاره دیگری نباشد. در این صورت در کمال بی میلی دست به اسلحه می برد. صلح دوستی والاترین ارزش است. اگر در آن خللی وارد شود او چگونه می تواند خشنود بماند. دشمنان او دیوها نیستند بلکه انسانهایی هستند همانند او که فرزانه در آرزوی نابودی آنها نیست.
فرزانه می داند هرگز نمی تواند بر همه چیز و همه کس تسلط داشته باشد پس هرگز در این خصوص کوشش بیهوده نمی کند. او همه چیز را آن طور که پیش می آید می پذیرد. او اجازه می دهد هر چیز سیر طبیعی اش را طی کند و همیشه در مرکز باقی می ماند. سعی در تسلط بر همه چیز و همه کس مخالف هنجار هستی شنا کردن است.
توضیح: اموری که پیرامون ما هستند یا برای ما قابل پیش بینی و قابل کنترل هستند و یا غیر قابل پیش بینی ولی قابل کنترل و یا غیر قابل پیش بینی و غیر قابل کنترل و یا قابل پیش بینی و غیر قابل کنترل. آنچه در جمله فوق می بینید ناظر به اموری است که غیر قابل پیش بینی و غیر قابل کنترل و یا قابل پیش بینی و غیر قابل کنترل هستند و در سایر موارد انسان حتما باید تدابیر لازم را داشته باشد. اما نکته مهمتر آگاهی درونی فرزانه نسبت به این موضوع است که انسان هرگز قادر به تسلط و کنترل همه چیز نیست. درک این نکته در صورت انجام درست وظیفه همواره آرامش بخش است و اضطرابها را از ما دور می کند و به ما اجازه می دهد در عین انجام درست وظایف با آگاهی از جایگاهمان در هستی( همیشه در مرکز ماندن) آرامش لازم برای درست زیستن را داشته باشیم.
به علاوه این نکته درسی است به تمامی دیکتاتورهای تاریخ بشریت که کوشیده و می کوشند همه چیز را در اختیار تسلط خود قرار دهند لذا قانون جهان را زیر پا می گذارند و آرامش را از خود و اطرافیانشان دور می کنند.