هنجار هستی

هنجار هستی

چیزی شبیه تائو
هنجار هستی

هنجار هستی

چیزی شبیه تائو

چند سخن حکیمانه ( قسمت بیست و نهم )

امام علی ( علیه السلام ) می فرمایند:  

   یا دانشمند باشید یا جویای دانش که اگر هیچ یک از اینها نباشید، پیرو باد می شوید. 

 

   اگر انسان فهمیده یا در جویای فهم نباشد، آنگاه این جو اجتماعی است که او را چون کاهی بی قدر و مقدار به هر سو که بخواهد می برد. و در زمانه ما وظیفه اصلی جو سازی به عهده رسانه ها و در رأس آنها تلویزیون است. اصلا به نظر می رسد، اشاره روایات اسلامی به ظهور فردی به نام دجّال در آخرالزّمان که یک چشم در پیشانی دارد، و با ساز و آواز و جادو و جمبل مردم را به دنبال خود می کشد، و تنها مؤمنان حقیقی هستند، که از آن پرهیز کرده لعنتش می کنند، مانیتور تلویزیون است. و انصافا چه بد رسانه ایست این تلویزیون. آمار نشان می دهد، که 80% اوقات فراغت مردم ایران صرف تماشای تلویزیون می شود، و در برخی خانواده ها تلویزیون در تمامی ساعات بیداری افراد خانه روشن است.  

   اما این که چگونه می شود، از جو گیر شدن رها شد، و دانشجو ماند یا دانشمند شد. در قرآن توصیه بسیار شایسته ای به افراد جویای حقیقت شده، و به ایشان بشارت داده شده است: 

فبشر عبادی اللذین یستمعون القول فیتبعون احسنه 

بشارت باد بر بندگانی که سخن ها را می شنوند و بهترین آن را انتخاب می کنند. 

 

امام صادق ( علیه السلام ) نیز برای زمان ما توصیه ای دارند مبنی بر این که در زمانی که حق و باطل ممزوج شده، و تشخیص حق از باطل دشوار است، آراء را در مقابل هم قرار دهید ( تضارب آراء ) تا از این تقابل حق از باطل مشخص شود.

ستنهای فراموش شده

 در سنتهای اقوام گذشته با توجه به ملزومات و ضرورتهای زندگی بشری مراسمی طراحی شده بود، برای شادی کردن، برای مرثیه خواندن و عزاداری کردن، و برای ریاضت کشیدن و خود را از اضافات پاک کردن. این قبیل مراسم برای احیای روح و جان انسان و تجدید قوا برای تداوم حیات انسانیش لازم بود، اما متأسفانه زندگی مدرن تمام این مراسم را از حیات بشری ربوده و تنها او را با سرگرمیهای خود فراموش کن تنهای تنها حتی بدون اعتقاد راستین به خدا رها کرده.  

رونالدو را ول کن استاد اسدی را بگیر

تقریبا همه دوستان هم سن و سال من دفاع چپ تیم ملی ایران در دهه هفتاد شمسی را به یاد می آورند« استاد اسدی » بازیگر آذری زبان تیم ملی، این بازیگر خوب و متعصب، گاهی چنان دچار عواطف و احساسات می شد، که تیم را دچار آسیب جدی می کرد. مثلا در حالی که کارت زرد اول را گرفته بود، چنان تکل خشن و بی دلیلی روی پای حریف می رفت که داور مجبور می شد، با دادن کارت زرد دوم او را از زمین اخراج کند. این موضوع باعث شد، که جکی در بین مردم ایران رایج شود که در بازی فرضی بین ایران و برزیل استاد اسدی چنان دستخوش احساسات می شود، که توپ را از پای بازیکن برزیلی گرفته و به اشتباه با غیرت و تعصب تمام به سمت دروازه خودمان حرکت می کند، و مربی بخت برگشته تیم ملی سر بازیکنان فریاد می زند: « رونالدو را ول کنید، استاد اسدی را بگیرید ». این موضوع در کشور ما همیشه سابقه تاریخی داشته و دارد، یعنی همواره کسانی بوده اند، که از غیرت و تعصب پر بوده اند، ولی از فهم و درایت کم بهره، لذا گاهی چنان دیگ غیرتشان به جوش می آید، و به تصور خدمت چنان خان و مان کشور را بر باد می دهند، که جبران خسارات پیش آمده غیر ممکن می شود. به همین دلیل حضرت علی(ع) فرموده اند:  

« افراد نادان را بر سر کار نگمارید، زیرا خساراتی که به بار می آورند، از منافعی که تأمین می کنند، بسیار بیشتر است ».  

به عنوان حسن ختام این مطلب داستانی از دعوا های مذهبی در شهر تاریخی کرمان را برایتان نقل می کنم، که شاهد مثال خوبی برای حضور مصداق چنین افرادی در صحنه فعالیتهای اجتماعی است: 

گویند روزی در جریان درگیریهای مذهبی همیشگی در کرمان ـ که البته ریشه اقتصادی و قدرتی داشته، و مذهب وسیله ای برای جلب این متامع بوده ـ رئیس یکی از گروه های مذهبی بر منبر رفته تا برای پیروانش سخنرانی کند، گروه مخالف جمعی را در بین زنان و مردان قرار می دهد، تا با ایجاد سر و صدا مانع صحبت وی شوند، و آن زمان هم به دلیل نبود امکانات مدرن نظیر بلند گو سکوت مردم برای استماع سخنان توسط جمع الزامی بوده است. این وضع سبب شده بود، تا نظیر حادثه 14 خرداد امسال سخنران بخت برگشته نتواند مطالبش را ارائه دهد، و مرتبا خودش و طرفدارانش مجبور می شدند، مردم را دعوت به سکوت کنند. در این زمان یکی از طرفداران متعصب این رهبر مذهبی به نام « کل علی » معروف به « علی سیاه یا علی پشکلی » روی پله اول منبر می پرد و با لحجه کرمانی می گوید: « اوی زنکا اوی مردکا، حرکی حرف بزنه، این آقا با منبرش توی اول و آخرش بره ». بیچاره رهبر مذهبی از روی منبر داد می زند: « مردم را نمی خواهم ساکت کنید، کل علی را ساکت کنید ».

چند سخن حکیمانه قسمت بیست و هشتم ( چگونه درست زندگی کنیم )

به نظر می رسد درست زندگی کردن چیزی جز کوشش برای زندگی بر مبنای آگاهی نیست. و این یعنی داشتن مرام و منش در زندگی. نشانه این که درست زندگی می کنیم یا نه این است که در تمام حالات خوب و بد، خشم و نفرت، و یا هر وضعیت و حالت دیگر بتوانیم آن گونه که درست می دانیم رفتار کنیم، و حالات و تمایلات درونی ما نتوانند، رفتار درست ما را تحت تأثیر بگذارند.

با گاندی

من اهمیت چندانی به نمایش دادن ثبات و پایداری نمی دهم. تمایلم به حقیقت موجب شد، بسیاری از ایده ها را کنار بگذارم، و چیزهای زیادی بیاموزم. 

گرچه پیرم، اما احساس نمی کنم که رشد درونی ام متوقف شده است، یا خواهد شد. برای من موضوع مهم این است که به دنبال حقیقت بروم و هر لحظه از خدای خودم اطاعت کنم.