هنجار هستی

هنجار هستی

چیزی شبیه تائو
هنجار هستی

هنجار هستی

چیزی شبیه تائو

عذاب الهی آمده؟

نمی دانم تصور شما از عذاب الهی چیست؟

ولی گمان من به این سوی رفته که کشور به جدّ دچار قهر الهی شده است. می گویید چرا؟ خوب من هم برای خودم دلایلی دارم، که به برخی اشاره می کنم:

  1. اکنون بیش از هشت سال و به روایتی ده سال است که کشور دچار خشکسالی است، این وضعیت درمناطق جنوبی کشور بیداد می کند. امسال در تهران فقط یک بار باران آمده و در بعضی مناطق جنوبی حتی یک قطره باران به زمین نرسیده
  2. همه به نوعی در اضطراب وضعیت آینده خود و فرزندانمان هستیم که با هدفمند شدن یارانه ها ادامه زندگی چگونه میسر خواهد بود؟
  3. میزان پایبندی مردم به دین و اخلاق روز به روز کاهش می یابد( این مطلب را با مطالعه عرض می کنم ).
آیا باز هم بگویم؟
   کار آلودگی هوای تهران به نقطۀ بحران رسیده، نفس کشیدن هم دیگر مشکل شده، و خدا از وزاندن یک باد اجتناب می کند.
   بگذارید به همین مقدار بسنده کنم. فکر می کنم همین مقدار لا اقل برای بیان یک فرضیه، و برای ایجاد یک اندیشه در وجود آنان که هنوز از نعمت قلب برخوردارند کافی باشد.
   اگر قدری با من هم عقیده هستید، پس بیایید فکر کنیم: چه کرده ایم که کار به اینجا کشیده است؟ آیا همین مقدار نشانه کافی نیست؟ پاکستان را در همین روزها که گذشت به خاطر داریم که چه بلایی بر سرش نازل شد. بیست میلیون آواره!!!!!! حتی تصورش مو بر تن آدم راست می کند، آیا منتظر چنین مصیبتی باید باشیم تا خواب غفلتمان پاره شود.
قرآن می گوید:
ظهر الفساد فی البرّ و البحر بما کسبت ایدی الناس
فساد در آسمان و زمین به واسطه آنچه مردم کردند، ظاهر شد.
و چه قدر بد کردیم ما مردمان در این سالها.

تا ئو می گوید:

هنگامی که انسان در تائو دخالت می کند، آسمان آلوده می شود، زمین فقیر می شود، تعادل از میان می رود، و نسل موجودات منقرض می شود.


تائو می گوید:
در هماهنگی با تائو آسمان صاف و گسترده است. زمین محکم و غنی است. همۀ موجودات در شکوفایی اند. و خشنود از آنچه هستند، به تولید مثل می پردازند. در حالی که لحظه به لحظه تازه می شوند.

قرآن می گوید:

اگر ایمان بیاورید، و تقوا پیشه کنید، خدا درهای رحمتش را بر شما می گشاید، و آسمان بر شما بسیار می بارد.
حال انتخاب با ماست که چگونه رفتار کنیم.

چند سخن حکیمانه ( عیدانه )

فرزانه آرزوهای دور و دراز ندارد، رها و عاری از تعلق زندگی می کند.

اکنون را به تمامی می زید، و از صداهای مزاحم که او را به این سو و آن سو می خوانند، پرهیز می کند.

او تنها به صدای خدا گوش می دهد، که همان صدای وجدان، فطرت، یا عقل اوست. او این صدا را خوب می شناسد، و تنها از آن پیروی می کند.

بنابراین فرزانه هیچ کار نا تمامی ندارد، آرام و آسوده است.

انسانهای عادی همیشه در تکاپو هستند، بدون آن که بدانند دقیقا دنبال چه هستند، پس همیشه احساس می کنند، کارهای ناتمام زیادی وجود دارد. و هرگز احساس آسودگی و رضایت از زندگی نمی کنند؛ و هیچ گاه آرامش ندارند.

بخش ناشناخته وجودمان را بشناسیم

آنچه در قرآن به عنوان فطرت مطرح است، در ادبیات گوناگون تعابیر مختلفی دارد، ولی در مجموع فطرت یا وجدان یا هر تعبیر دیگری، بخشی از وجود انسان است که اورا با هنجار هستی هماهنگ می کند، انسان برای خوشبختی باید با این بخش از وجودش آشنا شود، و آن را به تمامی پاس دارد. این بخش از وجود مان اهداف بلند و متعالی هستی را ساده و آسان پیش رویمان می گذارد، و به ما یاد می دهد، که چگونه بی توقع، با صفا و سادگی تمام سعیمان را بکنیم و سپس تسلیم و رها و آزاد باشیم، و دنبال ادامه زندگی برویم.

امتحان کنید

لذت موسیقی یا بوی خوش غذا یا تماشای یک اندام زیبا و موزون ممکن است شما را از هر کار دیگری باز دارد، و تنها به خودش معطوف کند، در حالی که کلام خدا ممکن است به نظرتان یکنواخت و بی مزه آید. اما وقتی به کارش می بندید، تمام ناشدنی است. می گویید نه!!!!!!! امتحان کنید و مرا هم در جریان بگذارید.

سخنی در باره هنجار هستی

هنجار هستی در همه چیز جاریست، با همه چیز همراه است نه این که با آنها آمیخته شود، و از همه چیز جداست، نه این که بین او و بین چیزها دو گانگی ایجاد شود. همه چیز از او بوجود می آید، و در پایان همه چیز در او فانی می شود:

هو الأوّل و الآخر و الظاهر و الباطن و هو بکل شیء علیم


کلّ من علیها فان و یبقی وجه ربّک ذوالجلال و الإکرام


هنجار هستی نور هستی بخش و روح حیات بخش است، پس او را بشناسیم و از او نور و زندگی بگیریم:

الله نور السماوات والأرض.............................