X
تبلیغات
رایتل

هنجار هستی

چیزی شبیه تائو

فرهنگی می‌تواند پیروز باشد که پاسخگو باشد( سخنی درباره جنگ نرم و ضرورتهای آن )

شنبه 12 مهر‌ماه سال 1393 11:51 نویسنده: نستوه چاپ

مقدمه
   بحث جنگ نرم همواره یکی از بحث های داغ چند ساله اخیر در کشور ما بوده است. همایش های مختلفی در این زمینه برگزار شده و کتاب‌هایی نیز به رشته تحریر در آمده است. تعابیر مختلفی از جنگ نرم در کشور وجود دارد. عده ای آن را بسیار گسترده و فراگیر می دانند و عده ای دیگر آن را محدود به فعالیت‌های تبلیغی و ترویجی خاصی می دانند که هدفش تغییر در اوضاع فرهنگی یک کشور است. صحبت از جنگ نرم زیاد است ولی این موضوع یکی از بی سر و سامان ترین مباحث کشور ماست به واسطه مطالعاتی که در این زمینه دارم چند وقت پیش یکی از مجلات در این خصوص با من مصاحبه ای کرد که خلاصه آن را در برای استفاده علاقمندان نشر می دهم.

تعاریف مختلفی از جنگ نرم در کشور ما و دیگر کشورها ارائه شده است، تعریف جامع شما از جنگ نرم چیست؟

   پیرامون همین موضوع جلسات کارشناسی گذاشتیم که بتوانیم مفاهیم را واضح تر کنیم و در این جلسات این تعریف پذیرفته شد که « جنگ نرم عبارت است از مجموعه عملیات اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی با محوریت یک عامل خارجی با هدف تغییر سیاسی در یک کشور به صورت مهندسی شده با ابزار و اهداف مشخص».

   در ذهن عموم و حتی بسیاری از دست اندر کاران فرهنگی وقتی از جنگ نرم یاد می شود، همان تهاجم فرهنگی به خاطر می آید یعنی جنگی که هدف آن تغییر ساختار فرهنگی جامعه است. یعنی جنگ به معنای مواجهه براندازَنده، زیرا قصد دارد یک فرهنگ را براندازد ( فرهنگ انقلابی ) و به جای آن فرهنگ غربی را جانشین کند.

   تعریف دقیق تر آن این است که جنگ نرم ماهیت کاملاً سیاسی دارد و به عملیات های گوناگونی اشاره دارد که هدف نهایی مجموع آنها تغییر سیاسی است. جنگ نرم اذهان جامعة هدف را از جهات مختلف مورد هجوم قرار می دهد تا مبانی فکری یک نظام سیاسی و نیز کارآمدی آن را برای شهروندانی که تحت حاکمیت آن نظام هستند زیر سؤال ببرد و از این طریق مشروعیت نظام را به خطر اندازد و پایگاه اجتماعی آن را از بین ببرد و پس از آن نظام سیاسی مورد نظر را مجبور به پذیرش تغییرات مورد نظر و یا مجبور به سقوط کند. مثلا در ارتباط با کشور خودمان، تحریمهای اعمال شده از سوی غرب با این هدف است که نظام جمهوری اسلامی را ناکارآمد نشان دهند، یعنی بگویند نظام جمهوری اسلامی نمی تواند با دنیا تعامل داشته باشد و بعد از 35 سال با این همه ذخایر الهی و طبیعی، مردم ایران باید با انواع بدبختی زندگی کنند و این را می خواهند گردن ناکارآمدی نظام بیندازند و با کاستن از پایگاه اجتماعی نظام سیاسی کشور آن را مجبور به پذیرش تغییرات مورد نظر غربیان کنند.

در واقع جنگ نرم اعم از تهاجم فرهنگی است. حیطه جنگ نرم چگونه مشخص می شود؟ قطعاً بعضی از مشکلات جامعه چه اقتصادی، چه اجتماعی و چه فرهنگی به خود ما بر می گردد. حیطه جنگ نرم چگونه مشخص می شود.

   نمی شود به سادگی در مورد آن اظهار نظر کرد مثلا در ارتباط با تحریمها، باید در این زمینه کار کارشناسی دقیق انجام شود که اگر تحریم ها بر ما اعمال شده است، تا کجا ناشی از اشتباهات ماست و از کجا ناشی از نظام نابرابر و سلطه گری است که بر دنیا هژمونی دارد. هرچقدر خوشبین به نظام جهانی باشیم نمی شود منکر شد که آنها می خواهند قدرت خود را به اشکال گوناگون بر دیگران دیکته کنند و شکل نرم اعمال قدرت امروزه در دستور کارشان است مضافاً اینکه در بسیاری اوقات این دو عامل ( اشتباهات ما و نظام سلطه جهانی ) همدیگر را تشدید می کنند یعنی اشتباهات ما زمینه ای می شود که آنها از این اشتباهات استفاده کنند و اهدافشان را پیش ببرند. من الان نمی توانم مرزبندی مشخصی بیان کنم اما فکر می کنم که اشتباهات و کاستی هایی که در سیستم های مختلف ما وجود داشته و دارد تأثیرشان بر آسیبهای وارده خصوصا در حوزه فرهنگ بسیار بیش از عوامل دیگر است بنابراین ما برای رفع آسیبها و بهبود وضعیتمان باید به طور جد در فکر اصلاح ساختارهای مدیریتی کشورمان خصوصا در حوزه فرهنگ باشیم.

آیا تحریم هایی که امروزه علیه ما تصویب شده جنگ نرم است و اگر است با چه مؤلفه هایی جزو جنگ نرم محسوب می شود؟

بله. زیرا سیستم کلی جهان ناخودآگاه یا خودآگاه به سمتی می رود که نظام واحدی را پذیرا شود و این نظام چه میزان مصالح واقعی بشریت را تأمین می کند، محل بحث ما نیست اما این نظام واحد به اشکال گوناگون ظهور می یابد و یکی یکی کشورها را به کام خود می کشد. روسیه به عنوان یکی از دو ابرقدرت جهان عاقبت به این جمع بندی رسید که باید با این سیستم کنار بیاید. زمانی معادله قدرت در جهان به نفع کشورهایی بود که از برتری نظامی و سیاسی برخوردار بودند. دوران اوج این وضعیت زمان جنگ سرد بود که خصوصا روسیه و آمریکا با توسعه تسلیحاتی و سیاسی کوشش می کردند از کشورهای مختلف یارگیری کنند اما یک زمان بلوک شرق به این جمع بندی رسید که دارد بازی را می بازد و دلیلش این بود که اولویتهای جهانی تغییر کرده بود و اقتصاد اولویت نخست همگان شده بود. از این زمان کشوری قوی تر است که ثروتمند تر است؛ ثروت به معنای عام یعنی سرمایه های انسانی، مالی، طبیعی، تاریخی و...  لذا بلوک شرق و در رأس آن روسیه اقتضائات جدید را پذیرفت. درست است که روسیه هنوز هم در صدد احیای روسیه تزاری است، یا ترکیه در فکر احیای امپراطوری عثمانی اما عملا وارد بازی جهانی شده اند و خیلی از اقتضائات را می پذیرند. رئیس جمهور چین نیز زمانی اعلام کرد که اگر می خواهیم در دنیا حرفی برای گفتن داشته باشیم باید حداقل پنجاه سال با جهان دوست باشیم، یعنی اقتضائات آن را بپذیریم.

   در این میان هنوز بعضی نظام ها قصد دارند مبتنی بر ایدئولوژی خودشان رفتار کنند، از آن جمله نظام جمهوری اسلامی است که هنوز به اقتضائات نظام جهانی تن نداده و کوشش کرده که هنجارها و گفتمان خودش را حفظ کند. این کوشش ارزشمند و قابل تقدیر است اما از سوی نظام جهانی با آن مقابله می شود و هزینه های سنگینی را بر کشور تحمیل می کند. تحریمها که مورد پرسش شما بود از این قبیل هزینه هاست.

    بعد از جنگ سرد و فروپاشی نظام کمونیستی مخصوصا اتحاد جماهیر شوروی، تقابل قدرتها وارد مقوله جدیدی شد که اسم آن جنگ نرم است. جنگ سرد به جنگ نرم تبدیل شد که در آن کشورها با قدرت نرمشان منافعشان را تأمین می کنند.

چیزی که مسلم است این است که جنگی در جهان وجود دارد و هر کشوری ممکن است با آن درگیر باشد و زمانی که جنگ وجود دارد دو سه راه بیشتر وجود ندارد یا اینکه صلح کنیم و مؤلفه های آنها را بپذیریم یا اینکه حمله کنیم یا در مقابل این جنگ بایستیم و دفاع کنیم و طوری خودمان را قوی کنیم که جنگ نرم نتواند در جامعه ما نفوذ کند. پیشنهاد شما کدام راه برای مقابله با جنگ نرم است؟

در جاهایی باید دفاع کنیم و در جاهایی باید حمله کنیم اینها حسب اقتضا رخ می دهد و اجرای درست آن نیازمند هوشمندی در مدیریت عملیات است اما پروژه کلانی که باید در مقابل این جریان در نظر گرفت قدرتمند شدن است. وظیفة اصلی نهادهای فرهنگی توسعه و تعمیق قدرت نرم در حوزه معرفت و سبک زندگی است. درست است که ما می گوییم تهاجم فرهنگی اما به نظر من اگر واقع بین باشیم آنها در حال عرضه قدرت نرم خودشان هستند و درست است که این عرضه شدید و فراگیر است و غالبا جامعه ای که با این هجمه مواجه می شود در مقابلش خلع سلاح می شود زیرا آنها با شیوه ای مناسب و با بهترین تکنولوژی فرهنگشان را عرضه می کنند. در مقابل سایر فرهنگها غالبا چاره ای ندارند جز این که از مزیت بومی بودن فرهنگ خودشان استفاده کنند و به نیازهای جامعه هدف مبتنی بر داشته ها پاسخ دهند مسلماً هیچ جامعه ای داشته های خودش را کنار نمی گذارد تا از آنچه دیگران پیشکش می کنند استفاده کند زیرا ما در این فرهنگ رشد کرده و به آن تعلق خاطر داریم. مشکل ما این است که ما نتوانستیم پاسخگویی مناسب به نیازهای جامعه داشته باشیم و اگر این پاسخگویی را می داشتیم این تهاجم نمی توانست تا این حد مؤثر واقع شود. مثلا نسل جوان چه نیازهایی دارد؟ نسل جوان به احترام، توجه، تریبون برای اظهار وجود و سخن گفتن، ارتباط با جنس مخالف، به امید، نشاط، شادی احتیاج دارد. بحث های فکری و ایدئولوژیک سر جای خودش محترم است، اما اگر به این نیازها توجه نشود جوانان توجهی به اصلاح پندار و رفتارشان نخواهند کرد و قطعاً برای رفع نیازهایشان به جای دیگر می روند و برایشان مهم نیست آنچه نیازشان را برطرف می کند از کجا آمده است مردم نگاه می کنند ببینند آنچه به ایشان ارائه می شود جوابگو هست، اگر جواب بدهد تابع هستند.

جنگ نرم در سال‌های اخیر بیشتر به صورت تئوری باقی مانده، کتاب و مباحث تئوری زیاد گفته شده است اما در عمل کاری نکرده ایم و در راهکار مشکل داریم و هنوز راهکار درست و عملی برای جنگ نرم نتوانستیم ارائه دهیم.

 همینطور است ظاهرا این ویژگی ما ایرانیان است که تا وضعیت بحرانی نشود اقدام جدی نمی کنیم به طور مثال دانشجوییم درس را در طول ترم نمی خوانیم و شب امتحان می خواهیم تمام کتاب را بخوانیم. من چند سال پیش به اتفاق همسرم به عمره مشرف شدم، آنجا خسی در میقات جلال آل احمد را با دقت خواندم ایشان آنجا که خاطرات شب آخر سفر را می نویسد، در توصیف رفتار هم سفران در شب آخر می گوید آنها تا صبح بیدار بودند و به عبادت و راز و نیاز مشغول بودند در حالی که شبهای دیگر خیلی راحت می خوابیدند. این ویژگی در عبادتهایمان هم سریان دارد مثلا در ماه رمضان خصوصا در شب های قدر می خواهیم همه گناهانمان را یکباره بریزیم و همه چیز را به یکباره از خدا بگیریم، یا تمام گناهانمان را با عزاداری برای امام حسین پاک می کنیم و خیالمان را راحت می کنیم. وقتی در جنگ نرم نیز به جاهای بحرانی می رسیم همه شتابزده قصد دارند کاری بکنند بدون اینکه شناخت و انسجام مناسبی وجود داشته باشد. در این حوزه وضع مناسبی نداریم! طبیعی است در این آشفته بازار نمی توانیم انتظار داشته باشیم که برنامه مدونی بیاید و آن را هدایت و راهنمایی کند. لذا تقابلمان در برابر جنگ نرم بیشتر به یک سری حرکت های چکشی و بگیر و ببند و فیلتر کردن و پارازیت فرستادن محدود می شود و اینها مشهودتر است تا حرکت های حساب شده که منجر به پاسخگویی فرهنگ باشد. به طور مثال، ارتباطات نامشروع در جامعه زیاد شده، راهش برخورد پلیسی است یا دنبال علاج بودن برای نیازهای جنسی؟

در عرصه جنگ نرم مدیریت جهادی به چه صورت است؟ خطری که شما در مورد جنگ نرم فرمودید قطعا مدیریت جهادی نیاز دارد. اگر بخواهیم در این حوزه مدیریت کنیم چه کارهایی باید انجام دهیم؟

درست است که موضوع حاد است و باید به فکر مدیریت جهادی بود اما نباید مدیریت جهادی وقار لازم برای اینکه بنیان درستی برای این کار گذاشته شود را از ما بگیرد. مدیریت جهادی به معنی مدیریت ایثارگرانه است یعنی وقتی شما به تصمیم درست مدیریتی می رسید باید برای انجام آن ایثارگری کنید. مفهوم مدیریت جهادی از نظر من این است؛ نه اجرای تصمیمات عجولانه و شتابزده. باید نهادی علمی، وزین و قوی در کنار نهادهای اجرایی کارآمد در این خصوص تولی گری کنند. به طور مثال متولی محیط زیست در کشور سازمان محیط زیست است و هرجا اتفاقی برای محیط زیست بیفتد یا در شرف وقوع باشد، آن سازمان حق دخالت دارد. در این زمینه هم باید متولی روشن و مشخص و تعریف شده وجود داشته باشد سپس با پیش فرضهایی که در این مصاحبه به برخی از آنها اشاره شد، باید در صدد تولید یک سند بالادستی باشیم. این سند باید بالای سر تمام دستگاه ها قرار گیرد و با نظارت صحیح در کل کشور به اجرا گذاشته شود و مرتبا بازخورد فعالیتهای انجام شده برای بهبود کار و سند مورد استفاده قرار گیرد. این به معنای تولید یک نهاد جدید نیست بلکه همین نهادهای موجود را باید برای این کار باز مهندسی کرد.

 

 

نظرات (1)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل (پنهان میماند) :
وب/وبلاگ :
متن نظر :
نسیم
سلام استاد گرامی
مطلب بسیار جالبی بود.....
خصوصا قسمتی که تفاوت مفهوم جنگ نرم و تهاجم فرهنگی مشخص کردین با ارائه تعاریف جامع وکامل
همچنین راهکار ارائه شده در ارتباط با وضع موجود جالب و قابل تأمل بود....
نستوه و شاد باشین استاد ژرف اندیش
مطالبتون حقیقتأ بدون هیچ اغراقی٬همیشه به جان خسته و پر سوال نسیم طراوت و تازگی میده و جواباتون همیشه منطقی و قانع کننده و دقیقه....انگاری که کاملا به مطلب و سوال تسلط عمیق و درستی دارین و به خاطر همین موضوع جواباتون به عمق وجود میشینه.....ومن همیشه سوالام از شما میپرسم وشما هم منو مثل همیشه با خوبی و صبری جمیل تحمل میکنین.....بابت همه اذیتام نسیم جوکولو عذر خواهه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام نسیم جان داشتن دوست خوبی مثل تو باعث افتخاره از لطفت در حق خودم ممنون راستش تو خودت لایق جوابهای سؤالاتی نه من شایسته پاسخهای مناسب به هر حال امیدوارم همیشه جواب سؤالاتی که داری به خوبی دریافت کنی شاد و سرحال باشی