X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

هنجار هستی

چیزی شبیه تائو

مقدمه ای بر تربیت اسلامی

یکشنبه 7 آذر‌ماه سال 1395 09:46 نویسنده: نستوه نظرات: 0 نظر چاپ

به نام خدا

     تربیت اسلامی ارکانی دارد که عملکرد هماهنگ آنها زمینه ساز تربیت صحیح است. نخستین لازمة آن فراهم آوردن بصیرتی است که روشنگر راه باشد. در ادبیات دینی به آن ایمان می گویند. هنگامی که بصیرت ایمان در جان انسان پرتو افکن شود شور تقوا انگیزش لازم برای رشد انسان را فراهم می کند. شور تقوا در عمل مؤمنانه یا عمل بصیرانه ظهور می یابد. عمل مؤمنانه سبب پاکی بیشتر جانمان می شود و این پاکی زمینه ساز رشد و تعالی بیشتر است زیرا از منظر قرآن صعود کننده به سوی خدا کلمة پاک است و جان پاک انسان مهمترین مصداق چنین کلمه ایست و عمل مؤمنانه مبتنی بر شور تقوا زمینه پاکی و صعود بیشتر را فراهم می کند.

مَن کاَنَ یُرِیدُ الْعِزَّةَ فَللهِ‏َِّ الْعِزَّةُ جَمِیعًا  إِلَیْهِ یَصْعَدُ الْکلَِمُ الطَّیِّبُ وَ الْعَمَلُ الصَّلِحُ یَرْفَعُهُ  وَ الَّذِینَ یَمْکُرُونَ السَّیَِّاتِ لهَُمْ عَذَابٌ شَدِیدٌ  وَ مَکْرُ أُوْلَئکَ هُوَ یَبُو(فاطر(35)/10).

هر که خواهان عزت است بداند که عزت، همگى از آن خداست. سخن خوش و پاک به سوى او بالا مى‏رود و کردار نیک است که آن را بالا مى‏برد. و براى آنان که از روى مکر به تبهکارى مى‏پردازند عذابى است سخت و مکرشان نیز از میان برود.

مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِّن ذَکَرٍ أَوْ أُنثىَ‏ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیَوةً طَیِّبَةً  وَ لَنَجْزِیَنَّهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا کَانُواْ یَعْمَلُون (نحل(16)/97). 

هر زن و مردى که کارى نیکو انجام دهد، اگر ایمان آورده باشد زندگى خوش و پاکیزه‏اى بدو خواهیم داد و پاداشى بهتر از کردارشان عطا خواهیم کرد.   

     همانطور که از مطالب بالا مشخص است پاک جانی یا تبدیل شدن به کلمة پاک عامل اصلی تربیت انسان می باشد در ادبیات دینی به آن تزکیه می گویند تزکیه مقدمة هر رخداد خوبی در نظام تربیتی اسلام است و حتی ظهور بصیرت ایمان در جان انسان بدون تزکیه میسر نیست.  

     در قرآن پدیده تزکیه فعل خدا بیان شده است

یَأَیهَُّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ لَا تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ الشَّیْطَانِ  وَ مَن یَتَّبِعْ خُطُوَاتِ الشَّیْطَانِ فَإِنَّهُ یَأْمُرُ بِالْفَحْشَاءِ وَ الْمُنکَرِ  وَ لَوْ لَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَیْکمُ‏ْ وَ رَحْمَتُهُ مَا زَکىَ‏ مِنکمُ مِّنْ أَحَدٍ أَبَدًا وَ لَاکِنَّ اللَّهَ یُزَکىّ‏ِ مَن یَشَاءُ  وَ اللَّهُ سمَِیعٌ عَلِیم‏(نور/21)

اى کسانى که ایمان آورده‏اید، پاى به جاى پاى شیطان مگذارید. و هر که پاى به جاى پاى شیطان گذارد، بداند که او به فحشا و منکر فرمان مى‏دهد. و اگر فضل و رحمتى که خدا بر شما ارزانى داشته است نمى‏بود، هیچ یک از شما هرگز روى پاکى نمى‏دید. ولى خدا هر کس را که بخواهد پاکیزه مى‏سازد. و خدا شنوا و داناست.

أَ لَمْ تَرَ إِلىَ الَّذِینَ یُزَکُّونَ أَنفُسَهُم  بَلِ اللَّهُ یُزَکىّ‏ِ مَن یَشَاءُ وَ لَا یُظْلَمُونَ فَتِیلا(نساء/49)

آیا آنان را ندیده‏اى که خویشتن را پاک و بى‏عیب جلوه مى‏دهند؟ آرى خداست که هر که را که خواهد از عیب پاک گرداند. و به هیچ کس حتى به قدر رشته‏اى که در شکاف هسته خرماست ستم نشود.

 این نکته به این معنا نیست که عملکرد ما در تزکیه بی تأثیر است چنانکه در آیه مورد اشاره به صفات علم و بصیرت خدا اشاره شده است که گواه این است که خداوند از روی علم و با توجه به شایستگی بندگان تزکیه را نصیب ایشان می کند و در این راه به هیچ کس ظلم روا نمی دارد.

    برای این که مقدمات لازم برای پدیده تزکیه در ما فراهم شود چند توصیه از قرآن و روایات که هماهنگی بیشتری با زندگی امروز دارد را تقدیم می کنم.

    نخستین قدم در مسیر تربیت نفس را می توان از آیات زیر بدست آورد:

سنریهم آیاتنا فی الآفاق و فی انفسهم حتی یتبین لهم أنّه الحق أولم یکف بربک أنه علی کل شیء شهید ألا إنّهم فی مریة من لقاء ربهم ألا أنه بکل شیء محیط(فصلت/53 و 54)

نشانه های خود را در جهان و در نفسهای خودشان به ایشان می نماییم، تا برایشان آشکار شود، که او حق است.آیا شهادت پروردگار تو کفایت نمی کند در حالی که او بر هر چیزی شاهد است. آگاه باشید که ایشان در دیدار پروردگارشان مشکوکند. آگاه باشید که او بر همه چیز احاطه دارد.

آیات فوق یکی از دلایل این که اشخاص از پذیرش راه درست سرباز می زنند را این نکته می داند که ایشان نسبت به دیدار پروردگارشان در شک و تردید هستند. بنابراین تا شک و دودلی منفی در جان انسان رخنه دارد امکان تربیت نفس فراهم نیست باید لااقل در جان انسان گمان مثبت ایجاد شود.

 بر همین اساس امام علی علیه السلام در خطبه نخست نهج البلاغه آغاز دین را معرفت خدا می دانند. این بدان معناست که اگر انسان معرفت درستی نسبت به خدا نداشته باشد، امکان ورود به حوزه تربیتی اسلام برایش فراهم نیست بر همین اساس در سرآغاز رساله عملیه، مراجع شیعه اعلام شده است که پذیرش اصول دین تحقیقی است و کسی حق ندارد به صرف این که از پدر و مادری مسلمان متولد شده، ادعای مسلمانی بکند ولی متأسفانه این نکته مورد غفلت جدی واقع شده است و در کشورهای اسلامی هیچ زمینه فرهنگی، اجتماعی برای تحقق این هدف فراهم نشده است و دختران را از نه سالگی و پسران را از چهارده سالگی مکلف به رعایت آداب شریعت می دانند و احکام اسلامی را بر ایشان بار می کنند برای ایشان جشن تکلیف می گیرند، بدون آن که ایشان هیچ سیر عقلی برای ادراک حقانیت دین اسلام انجام داده باشند و این نقطه ضعف بزرگی به حساب می آید که طبعات آن را امروز در دینداری جوانانمان شاهد هستیم. چنانچه قرآن در سوره یونس می فرماید:

وَ مَا کاَنَ لِنَفْسٍ أَن تُؤْمِنَ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ  وَ یجَْعَلُ الرِّجْسَ عَلىَ الَّذِینَ لَا یَعْقِلُونَ(100)

جز به اذن خدا هیچ کس را نرسد که ایمان بیاورد. و او پلیدى را بر کسانى که خرد خویش به کار نمى‏بندند مقرر مى‏کند.

این آیه بیانگر آن است که کسانی که بدون تعقل خود را مسلمان یا مؤمن می دانند در اشتباه بزرگی قرار دارند و ایمان تنها به اذن پروردگار و پس از یک فرایند عقلانی میسر است.

فرایند شناخت اصول ممکن است حتی تا پایان عمر به طول بیانجامد و اگر کسی صادقانه در این مسیر کوشا باشد احتمال رستگاریش زیاد به نظر می رسد.

     در فرمایش امام حسین علیه السلام مسیر دومی در کنار مسیر دین داری ترسیم شده است که از نظر اسلام شایسته است انسان پیش از آن که به راه حق بیابد خود را بر آن استوار بدارد.این طریق آزادگی است.

ویلکم إن لم یکن دینٌ و کنتم لا تخافون یوم المعاد، فکونوا فی امر دنیاکم احراراً ذوی أحساب امنعوا رحلی و اهلی من طغامکم و جهالکم (ابو مخنف کوفی، وقعة الطف، قم، جامعة المدرسین حوزة علمیة قم، 1417ق، چاپ سوم، ص252).

وای بر شما اگر دین ندارید و از روز بازگشت نمی ترسید، پس در امر دنیاتان آزادة نجیب زاده باشید. افراد پست و نادان خود را از سرا و خانوادة من دور نگهدارید.

این که این مسیر از نظر اسلام چیست و چه ویژگی هایی دارد متأسفانه چندان مشخص نیست و می تواند محل یک پژوهش مفصل قرار گیرد ولی آنچنان که از مفهوم آن پیداست این مسیر همان راه رها بودن است یعنی اگر انسان هنوز نتوانسته خود را متوجه و متمرکز بر حقیقت کند لااقل در بند و اسیر چیز دیگری هم نباشد و جان خویش را آزاد بدارد تا آماده پذیرش حق باشد.

    این شیوه زمینه پاک جانی را در نهاد انسان فراهم می آورد و چنانچه در کنار آزادگی حق جویی نیز قرار گیرد احتمال راه یابی انسان به مسیر سعادت بسیار قریب بلکه در دسترس خواهد بود. 

 

مقدمه ای بر تربیت اسلامی

یکشنبه 7 آذر‌ماه سال 1395 09:46 نویسنده: نستوه نظرات: 0 نظر چاپ

به نام خدا

     تربیت اسلامی ارکانی دارد که عملکرد هماهنگ آنها زمینه ساز تربیت صحیح است. نخستین لازمة آن فراهم آوردن بصیرتی است که روشنگر راه باشد. در ادبیات دینی به آن ایمان می گویند. هنگامی که بصیرت ایمان در جان انسان پرتو افکن شود شور تقوا انگیزش لازم برای رشد انسان را فراهم می کند. شور تقوا در عمل مؤمنانه یا عمل بصیرانه ظهور می یابد. عمل مؤمنانه سبب پاکی بیشتر جانمان می شود و این پاکی زمینه ساز رشد و تعالی بیشتر است زیرا از منظر قرآن صعود کننده به سوی خدا کلمة پاک است و جان پاک انسان مهمترین مصداق چنین کلمه ایست و عمل مؤمنانه مبتنی بر شور تقوا زمینه پاکی و صعود بیشتر را فراهم می کند.

مَن کاَنَ یُرِیدُ الْعِزَّةَ فَللهِ‏َِّ الْعِزَّةُ جَمِیعًا  إِلَیْهِ یَصْعَدُ الْکلَِمُ الطَّیِّبُ وَ الْعَمَلُ الصَّلِحُ یَرْفَعُهُ  وَ الَّذِینَ یَمْکُرُونَ السَّیَِّاتِ لهَُمْ عَذَابٌ شَدِیدٌ  وَ مَکْرُ أُوْلَئکَ هُوَ یَبُو(فاطر(35)/10).

هر که خواهان عزت است بداند که عزت، همگى از آن خداست. سخن خوش و پاک به سوى او بالا مى‏رود و کردار نیک است که آن را بالا مى‏برد. و براى آنان که از روى مکر به تبهکارى مى‏پردازند عذابى است سخت و مکرشان نیز از میان برود.

مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِّن ذَکَرٍ أَوْ أُنثىَ‏ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیَوةً طَیِّبَةً  وَ لَنَجْزِیَنَّهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا کَانُواْ یَعْمَلُون (نحل(16)/97). 

هر زن و مردى که کارى نیکو انجام دهد، اگر ایمان آورده باشد زندگى خوش و پاکیزه‏اى بدو خواهیم داد و پاداشى بهتر از کردارشان عطا خواهیم کرد.   

     همانطور که از مطالب بالا مشخص است پاک جانی یا تبدیل شدن به کلمة پاک عامل اصلی تربیت انسان می باشد در ادبیات دینی به آن تزکیه می گویند تزکیه مقدمة هر رخداد خوبی در نظام تربیتی اسلام است و حتی ظهور بصیرت ایمان در جان انسان بدون تزکیه میسر نیست.  

     در قرآن پدیده تزکیه فعل خدا بیان شده است

یَأَیهَُّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ لَا تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ الشَّیْطَانِ  وَ مَن یَتَّبِعْ خُطُوَاتِ الشَّیْطَانِ فَإِنَّهُ یَأْمُرُ بِالْفَحْشَاءِ وَ الْمُنکَرِ  وَ لَوْ لَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَیْکمُ‏ْ وَ رَحْمَتُهُ مَا زَکىَ‏ مِنکمُ مِّنْ أَحَدٍ أَبَدًا وَ لَاکِنَّ اللَّهَ یُزَکىّ‏ِ مَن یَشَاءُ  وَ اللَّهُ سمَِیعٌ عَلِیم‏(نور/21)

اى کسانى که ایمان آورده‏اید، پاى به جاى پاى شیطان مگذارید. و هر که پاى به جاى پاى شیطان گذارد، بداند که او به فحشا و منکر فرمان مى‏دهد. و اگر فضل و رحمتى که خدا بر شما ارزانى داشته است نمى‏بود، هیچ یک از شما هرگز روى پاکى نمى‏دید. ولى خدا هر کس را که بخواهد پاکیزه مى‏سازد. و خدا شنوا و داناست.

أَ لَمْ تَرَ إِلىَ الَّذِینَ یُزَکُّونَ أَنفُسَهُم  بَلِ اللَّهُ یُزَکىّ‏ِ مَن یَشَاءُ وَ لَا یُظْلَمُونَ فَتِیلا(نساء/49)

آیا آنان را ندیده‏اى که خویشتن را پاک و بى‏عیب جلوه مى‏دهند؟ آرى خداست که هر که را که خواهد از عیب پاک گرداند. و به هیچ کس حتى به قدر رشته‏اى که در شکاف هسته خرماست ستم نشود.

 این نکته به این معنا نیست که عملکرد ما در تزکیه بی تأثیر است چنانکه در آیه مورد اشاره به صفات علم و بصیرت خدا اشاره شده است که گواه این است که خداوند از روی علم و با توجه به شایستگی بندگان تزکیه را نصیب ایشان می کند و در این راه به هیچ کس ظلم روا نمی دارد.

    برای این که مقدمات لازم برای پدیده تزکیه در ما فراهم شود چند توصیه از قرآن و روایات که هماهنگی بیشتری با زندگی امروز دارد را تقدیم می کنم.

    نخستین قدم در مسیر تربیت نفس را می توان از آیات زیر بدست آورد:

سنریهم آیاتنا فی الآفاق و فی انفسهم حتی یتبین لهم أنّه الحق أولم یکف بربک أنه علی کل شیء شهید ألا إنّهم فی مریة من لقاء ربهم ألا أنه بکل شیء محیط(فصلت/53 و 54)

نشانه های خود را در جهان و در نفسهای خودشان به ایشان می نماییم، تا برایشان آشکار شود، که او حق است.آیا شهادت پروردگار تو کفایت نمی کند در حالی که او بر هر چیزی شاهد است. آگاه باشید که ایشان در دیدار پروردگارشان مشکوکند. آگاه باشید که او بر همه چیز احاطه دارد.

آیات فوق یکی از دلایل این که اشخاص از پذیرش راه درست سرباز می زنند را این نکته می داند که ایشان نسبت به دیدار پروردگارشان در شک و تردید هستند. بنابراین تا شک و دودلی منفی در جان انسان رخنه دارد امکان تربیت نفس فراهم نیست باید لااقل در جان انسان گمان مثبت ایجاد شود.

 بر همین اساس امام علی علیه السلام در خطبه نخست نهج البلاغه آغاز دین را معرفت خدا می دانند. این بدان معناست که اگر انسان معرفت درستی نسبت به خدا نداشته باشد، امکان ورود به حوزه تربیتی اسلام برایش فراهم نیست بر همین اساس در سرآغاز رساله عملیه، مراجع شیعه اعلام شده است که پذیرش اصول دین تحقیقی است و کسی حق ندارد به صرف این که از پدر و مادری مسلمان متولد شده، ادعای مسلمانی بکند ولی متأسفانه این نکته مورد غفلت جدی واقع شده است و در کشورهای اسلامی هیچ زمینه فرهنگی، اجتماعی برای تحقق این هدف فراهم نشده است و دختران را از نه سالگی و پسران را از چهارده سالگی مکلف به رعایت آداب شریعت می دانند و احکام اسلامی را بر ایشان بار می کنند برای ایشان جشن تکلیف می گیرند، بدون آن که ایشان هیچ سیر عقلی برای ادراک حقانیت دین اسلام انجام داده باشند و این نقطه ضعف بزرگی به حساب می آید که طبعات آن را امروز در دینداری جوانانمان شاهد هستیم. چنانچه قرآن در سوره یونس می فرماید:

وَ مَا کاَنَ لِنَفْسٍ أَن تُؤْمِنَ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ  وَ یجَْعَلُ الرِّجْسَ عَلىَ الَّذِینَ لَا یَعْقِلُونَ(100)

جز به اذن خدا هیچ کس را نرسد که ایمان بیاورد. و او پلیدى را بر کسانى که خرد خویش به کار نمى‏بندند مقرر مى‏کند.

این آیه بیانگر آن است که کسانی که بدون تعقل خود را مسلمان یا مؤمن می دانند در اشتباه بزرگی قرار دارند و ایمان تنها به اذن پروردگار و پس از یک فرایند عقلانی میسر است.

فرایند شناخت اصول ممکن است حتی تا پایان عمر به طول بیانجامد و اگر کسی صادقانه در این مسیر کوشا باشد احتمال رستگاریش زیاد به نظر می رسد.

     در فرمایش امام حسین علیه السلام مسیر دومی در کنار مسیر دین داری ترسیم شده است که از نظر اسلام شایسته است انسان پیش از آن که به راه حق بیابد خود را بر آن استوار بدارد.این طریق آزادگی است.

ویلکم إن لم یکن دینٌ و کنتم لا تخافون یوم المعاد، فکونوا فی امر دنیاکم احراراً ذوی أحساب امنعوا رحلی و اهلی من طغامکم و جهالکم (ابو مخنف کوفی، وقعة الطف، قم، جامعة المدرسین حوزة علمیة قم، 1417ق، چاپ سوم، ص252).

وای بر شما اگر دین ندارید و از روز بازگشت نمی ترسید، پس در امر دنیاتان آزادة نجیب زاده باشید. افراد پست و نادان خود را از سرا و خانوادة من دور نگهدارید.

این که این مسیر از نظر اسلام چیست و چه ویژگی هایی دارد متأسفانه چندان مشخص نیست و می تواند محل یک پژوهش مفصل قرار گیرد ولی آنچنان که از مفهوم آن پیداست این مسیر همان راه رها بودن است یعنی اگر انسان هنوز نتوانسته خود را متوجه و متمرکز بر حقیقت کند لااقل در بند و اسیر چیز دیگری هم نباشد و جان خویش را آزاد بدارد تا آماده پذیرش حق باشد.

    این شیوه زمینه پاک جانی را در نهاد انسان فراهم می آورد و چنانچه در کنار آزادگی حق جویی نیز قرار گیرد احتمال راه یابی انسان به مسیر سعادت بسیار قریب بلکه در دسترس خواهد بود. 

 

ایران بین دو انقلال قسمت چهل و هشتم(ظهور دوباره مصدق)

شنبه 22 آبان‌ماه سال 1395 09:39 نویسنده: نستوه نظرات: 0 نظر چاپ

مصدق که نظراتش به حزب ایران بسیار نزدیک بود از 1320 دوباره وارد سیاست شد اما از وابستگی حزبی اجتناب کرد زیرا علاقمند بود که خود را سیاست مداری کاملا مستقل معرفی کند. مصدق با حمایت روسای اصناف و انجمن های صنفی مبارزه انتخاباتی خود را آغاز کرد. او معتقد بود که ایران باید سیاست خارجی اشتباه گذشته را که خود او موازنه مثبت نامیده بود رها کند و خط و مشی بی طرفی را در بین قوای جهانی برگزیند. او معتقد بود که سیاست موازنه مثبت که ایرانیان در طول سالهای گذشته از طریق اعطای امتیازات به قدرتهای جهانی سعی کرده بودند دست بالا را به هیچ کدام در کشور ندهند باعث شده بود که ایشان همواره چشم طمع نسبت به داشته های این کشور داشته باشند و این چشم داشت ایران را تبدیل به پاتوقی برای جولان کشورهای قدرتمند کرده است. او معتقد بود برای حل این مشکل باید با اعلام بی طرفی دست بیگانگان را از دارایی های این کشور کوتاه کنیم. او با اعلام این که استبداد رضا شاهی بر قدرت نظامی استوار بود، بر این باور بود که برای قطع استبداد از کشور باید نیروهای نظامی از انحصار شاه خارج شوند و در اختیار ملت و زیر نظر مجلس اداره شوند. او با تأکید بر این که اصلاحات اجتماعی تا زمانی که خانواده های زمین دار اکثریت اعضای مجلس را در اختیار دارند غیر ممکن است معتقد بود که باید تعداد نمایندگان تهران دو برابر شود و حق رأی از افراد بی سواد باز ستانده شود. شوراهای نظارت بر انتخابات هم باید به اساتید دانشگاه و معلمان سپرده شود.

    از رهبران دیگر این حزب نیز کسانی چون، زنگنه، رضا زاده شفق، معظمی بودند که جملگی از خانواده های با نفوذ ایرانی و از تحصیل کردگان فرنگ بودند ایشان نیز توانستند با توجه به زمینه حمایت خانوادگی به مجلس راه یابند. حزب ایران علاوه بر حمایت از ایده های مصدق نوعی ناسیونالیست فرانسوی را نیز در کشور تبلیغ می کردند. آنها بسیار متمایل به صنعتی شدن ایران بودند و بر این باور بودند که کشورهای کشاورزی در زمان ما ناگزیر به تبعیت از کشورهای صنعتی هستند. آنها مبارزه تبلیغاتی بر علیه خانواده اشراف قدیم و جدید راه انداختند. 

ایران بین دو انقلاب قسمت چهل و هفتم(دوران ظهور احزاب)

شنبه 22 آبان‌ماه سال 1395 09:38 نویسنده: نستوه نظرات: 0 نظر چاپ

اوایل حکومت پهلوی دوم به دلیل آزادی های موجود به دوران حزب بازی معروف شد، که در آن هر سیاست پیشه ای گروهی را دور خود جمع می کرد و حزبی تشکیل می داد. این احزاب عموما عمر کوتاهی داشتند و در طول تقریبا دو سال بعد اغلب از بین می رفتند. اما احزاب زیر در سالهای بعد همچنان به حیات سیاسی خود ادامه دادند. مهترین آنها حزب توده بود که به رهبری مارکسیستهای 53 نفر اعلام موجودیت کردند. احزاب مهم دیگر عبارتند از: حزب ایران، حزب همراهان، حزب عدالت، حزب اتحاد ملی و حزب وطن.

حزب همراهان را محفل کوچکی از روشنفکران رادیکال که از نزدیکان حزب توده بودند ولی وابستگی شدیدآن را به اتحاد شوروی را خوش نداشتند، از آن انشعاب کردند و در 1321 حزب جدیدی تشکیل داند. رهبر این حزب مصطفی فاتح تحصیل کرده اقتصاد در انگلستان و از کارمندان بلندپایه شرکت نفت ایران و انگلیس بود. او روزنامه امروز و فردا را تأسیس کرد و تحقیق ارزشمندی با نام 50 سال نفت ایران انجام داد. عباس نراقی حقوق دان جوانی بود که قبلا جزو 53 نفر بود و به همراه ایشان به حبس رفته بود.

حزب ایران که بعدها تبدیل به حزب ناسیونالیست و غیر مذهبی کشور شد از کانون مهندسین که در مهرماه 1320 تشکیل شده بود به وجود آمد. مهدی بازرگان عضو مؤسس هر دو تشکیلات بود. او تعریف می کرد که هنگام تحصیل در اروپا از مشاهده احزاب و گروه های آزاد دانشجویان در خارج از کشور تعجب می کردیم در حالی که در کشور خودمان حکومت هر گونه فعالیت سیاسی دانشجویان را به شدت سرکوب می کرد. 

ایران بین دو انقلاب قسمت چهل و ششم(انتخابات مجلس چهاردهم)

چهارشنبه 19 آبان‌ماه سال 1395 09:33 نویسنده: نستوه نظرات: 0 نظر چاپ

روابط سهیلی با شاه دچار سه بحران شد نخست امتناع سهیلی از سرکوب روزنامه هایی که مطالب نا خوش آیندی را در خصوص خاندان سلطنتی افشاء کرده بودند دومی بر سر بودجه سالیانه ایجاد شد زیرا او قصد داشت که به ترغیب میلسپو اعضای ارتش را از 65000 نفر به 30000 تن موازنه بودجه را اعلام کند ولی شاه معتقد بود ارتش باید به 120000 نفر افزایش پیدا کند. در نهایت رئیس میسیون نظامی آمریکا ژنرال رایلی رقم 86000 نفر را پیشنهاد کرد. او معتقد بود ارتش ضامن تداوم حکومت شاهنشاهی است و شاه نمی تواند این قوا را تضعیف کند. بحران سوم در خصوص انتخابات مجلس 14 پیش آمد که نامزدهای مورد حمایت شاه و سهیلی با هم تفاوت داشتند. انتخابات مجلس 14 مهمترین انتخابات تاریخ معاصر ایران بود زیرا بسیار طولانی و رقابتی بود. 800 کاندیدا بر سر 136 کرسی با هم رقابت کردند. کاندیداها گرایش به قدرتهای بیگانه، بعضا متمایل به سهیلی و بعضا متمایل یه شاه بودند. شاه کوشید با برداشت 500000دلار از حسابی در نیویورک با صرف پول انتخابات را به نفع طرفداران خودش خاتمه دهد. اما کوششهای هیچ یک از آنها تضمین کافی برای تأمین نظرات بازیگران عرصه سیاسی کشور نبود. در نهایت نتایج نشان داد که تعداد اندکی از نمایندگان مورد حمایت قدرتهای بیگانه بودند. هنوز همان نیروهای قدرتمند اجتماعی سنتی در تعیین انتخابات موثر بودند. در روستاها و عشایر خوانین و در اقشار مذهبی رهبران مذهبی و تجار در رأی مردم مؤثر بودند.